مسائل چيزى نيستند كه امروز مطرح شده باشد ، عمل مسلمين از صدر اسلام تا حالا بر اين بوده كه تخيير مىگرفتند و بر تعداد ( 6 تا ) نيز چيزى نمىافزودند .
البته اين استدلالها بر اساس آن فرمايش جنابعالى است كه فرموديد با اقوال كارى نداشته باشيد و استنباط خود را بيان نمائيد .
پاسخ : حالا نيز نظرم همين است .
طرح بحث : ما در استدلال خود ، 6 روايت اصلى كه در اين باب وجود دارد ، را نقل مىكنيم . درباره معناى « او » در روايات مىگوييم كه براى دفع توهم جمع بين مقادير ، از لفظ مذكور استفاده شده است . براى قول به تقدير شواهدى را ذكر مىنماييم . شاهد اول صحيحه عبدا . . . بن حجّاج است .
« سمعت ابن ابى ليلى يقول : كانت الدّيه فى الجاهليّة مائه من الابل فأقرّها رسول اللَّه ( ص ) ، ثم انه فرض على اهل البقر مائتى بقره ، و فرض على اهل الشاة الف شاة ثنيّه ، و على أهل الذهب الف دينار ، و على اهل الورق عشرة الف درهم ، و على أهل اليمن الحلل مائتى حلّة . . . » « 1 » مطابق روايت مذكور امام ( ع ) ابتدا مقدار ديه را بيان كردهاند ( بر اساس درهم و دينار ) و بعد براى اصناف مختلف مردم نيز گفتهاند كه چه چيز بپردازند . در ادامه روايت مذكور آمده است : عبد الرحمن بن حجاج : « سالت ابا عبد اللَّه ( ع ) عمّا روى ابن ليلى فقال : كان علىٌّ ( ع ) يقول : الدّية الف دينار ، و قيّمة الدينار عشرة دراهم و عشرة آلاف لاهل الامصار ، و على اهل البوادى مائة من الابل ، و لاهل السواد مائة بقرة ، او الف شاة . » « 2 » كه در اينجا دينار را به عنوان اصل ذكر نموده است .
نظر استاد : در واقع عبد الرحمن خواسته صحّت و سقم روايات صدر را كه از ابن ابى ليلى نقل شده را دريابد ، لذا سؤال نموده است . اين دلالت بر تقدير دارد .
پس ابتدا امام ( ع ) ديه را از جنس دينار قرار دادهاند و سپس براى اصناف مردم چيزهاى ديگر را تعيين نمودهاند .
نظر استاد : اين روايات صريح است در اينكه اهل بوادى بايد شتر دهند و . . . گرچه ابتدا ديه را از جنس دينار معين كرده ، ولى سپس براى هر صنفى ديه را تعيين نموده است . اگر اين قسمت را نياورده بود ، وافى به آن مقصود بود كه ديه بر اساس طلا بايد تقويم گردد .
هامش
( 1 ) الوسائل ، ج ، 19 ، ص 142 ، حديث 1 .
( 2 ) همان منبع ، ادامه حديث 1 .