شتر در نظر مىگرفتند و وقتى از مال كسى سؤال مىكردند مقدار شتران او را نام مىبردند . ابن هشام « 1 » و ابن قتيبه در معارف مىگويند : « زيد بن بكر بن هوازن » نخستين كسى بود كه شتر را بعنوان ديه تعيين كرد و ليكن ميزان آن را تعيين نكرده بود ، فلذا عرب جاهلى ديه را بين 5 شتر تا هزار شتر نسبت به شخص مقتول تعيين مىكرد .
2 - ميزان ديه
در كتاب الاوائل آمده است : « يقال اول من سن الديه مائة من الابل عبد المطّلب و اقر فى الاسلام . » « 2 » يعنى : گفته شده نخستين كسى كه ديه را يكصد شتر قرار داد و در اسلام نيز مقرر گرديد عبد المطّلب بود . ابن اثير مىنويسد فردى يهودى بنام اذينه كه همسايه عبد المطّلب بود مال فراوان داشت و پيشهاش تجارت بود . روزى حرب ابن اميه بر او غضب كرد و دو جوان بنامهاى عامر بن عبد مناف بن عبد الدار و صخر بن عمرو بن كعب جد أبو بكر را واداشت ، تا وى را به قتل رسانند و اموالش را تصاحب كنند . آن دو چنين كردند و اذينه را كشته اموالش را به غارت بردند . عبد المطّلب از اين واقعه به خشم آمد و براى يافتن قاتلين جستجوى بسيار كرد ، تا سرانجام آنها را شناخت . قاتلين از بيم جان به حرب پناه بردند ، عبد المطّلب را خشمى مضاعف گرفت و حرب را شماتت كرد و از او خواست تا مجرمين را بدست وى بسپارد .
حرب از اين امر سرباز زد و آنها را مخفى كرد تا عاقبت شخصى بنام نفيل بن عبد العزى به حكميت نشست و حرب را وادار كرد تا صد شتر بعنوان ديه به پسر عم مقتول بپردازد و آنچه از اموال وى تصاحب نموده برگرداند . « 3 » على جواد داستانى ديگر در اين باب نقل مىكند .
شرح اين داستان چنين است : فردى « خداش » نام مردى از بنى هاشم را اجير كرد تا وى را به شام بَرَد . در راه سوارى به اجير رسيد و از او خواست تا بوى عقالى « ريسمانى » دهد ، تا به مقصد برسد . وى نيز عقالى از شتران مستأجر را بازنمود و به او داد . بعد از مدتى خداش بر واقعه آگاه شد و از روى خشم چوبى به سمت اجير روانه كرد و وى بشدت مصدوم شد و قبل از مرگ به رهگذرى اين پيام را رسانيد . سپس ابو طالب اهل و عشيره خداش را خواست و به ايشان گفت كه به يكى از سه چيز تن دهند : پرداخت صد شتر بعنوان ديه ، اداء پنجاه سوگند بر برائت متهم و يا قصاص خداش . اهل و عشيره خداش پنجاه سوگند ياد كردند و بدين وسيله
هامش
( 1 ) ابن هشام : سيرهء نبويه ، ج 1 ، ص 163 .
( 2 ) علامه شوشترى : الاوائل ، ص 11 .
( 3 ) ابن اثير : كامل ، ج 2 ، ص 15 .