مدعى آنان را مىآورد نه خود وى و از بعضى ديگر از روايات استفاده مىشود كه مدعيان سوگند ياد مىكنند ، مانند روايت « مسعدة بن زياد » « 1 » از امام صادق ( ع ) كه فرمود : پدر من مىفرمودند اگر مدعيان دم اقامه بينه بر قتل مقتول خود نكردند و سوگند نيز اداء ننمودند ، كه متهمين او را به قتل رساندهاند ، متهمين پنجاه بار سوگند ياد مىكنند كه ما او را بقتل نرساندهايم و قاتل او را نمىشناسيم و مقتضاى جمع بين روايت اين است كه هر دو وجه جايز باشد ، يعنى هم مدعى مىتواند با بستگانش اداء سوگند نمايد و هم مىتواند اداء سوگند نكند و فقط اكتفاء به سوگند قوم و بستگان خود نمايد ، هر چند اداء سوگند از طرف مدعى همراه با بستگانش ارجح و احوط به نظر مىرسد .
هامش
( 1 ) قال ( ع ) : « كان ابى رضى اللَّه عنه اذا لم يقم القوم المدّعون البيّنه على قتل قتيلهم و لم يقسموا بِأَنَّ المتّهمين قتلوه حلّف المتّهمين بالقتل خمسين يميناً باللَّه ما قتلناه و لا علمنا له قاتلًا ، ثُمَّ يُؤدّى الدّية إِلى اولياء القتيل ، ذلك اذا قتل فى حىّ واحد ، فأمّا إذا قتل فى عسكر او سوق مدينة فديته تدفع الى اوليائه من بيت المال . » تهذيب الاحكام ، ج 10 ، ص 206 ، حديث 16 - الوسائل ، ج 19 ، ص 115 ، حديث 6 .