محقق حلى در تعريف لوث اصطلاحاً مىفرمايد :
« و اللوث امارةٌ يغلُبُ معها الظَنُّ بصدقِ المدعى . » « 1 »
و سيد على در كتاب شريف رياض دربارهء لوث مىفرمايد : « و سميت هذه الاماره لوثا لافادتها قوة الظن فانه فى اللغه بمعنى القوة . » يعنى : اين اماره را لوث ناميدهاند ، بخاطر اينكه لوث افاده ظن قوى مىكند و لوث در لغت هم بمعنى ظن قوى مىباشد و مراد از ظنّ قوى ظنّى است قريب بعلم كه براى حاكم نسبت بوقوع قتل از طرف متهم حاصل مىگردد و وقتى چنين ظنّى براى حاكم حاصل گرديد ، حاكم لازم است وارد رسيدگى شود و با سوگند پنجاه نفر از اولياء دم حكم مقتضى را در صورت حصول علم و اطمينان از راه سوگند آنان صادر نمايد .
3 - آيا مىتوان به قسامه عمل كرد ؟
بعضى از حقوقدانان و فقهاء معتقدند ، كه حاكم نمىتواند بلوث و قسامه عمل نمايد و ظاهراً نظر آنان اين است كه اولياء دم كه سوگند ياد مىكنند ، مورد اطمينان نيستند و ممكن است سوگند آنان از روى عداوت و دشمنى با متهم بوده باشد ، مضافاً باينكه اولياء دم چگونه مىتوانند پنجاه نفر از بستگان خود را كه داراى تعهد مذهبى باشند در دادگاه احضار نمايند و اداى سوگند كنند . و به همين جهت عمل به قسامه در زمان عمر بن عبد العزيز متوقف گرديد .
محمد بن اسماعيل بخارى متوفاى 256 ق از ابو قلابه روايت كرده كه عمر بن عبد العزيز روزى بار عام داد ، چون مردم بر او وارد شدند گفت : دربارهء قسامه چه مىگوئيد ؟ مردم گفتند قصاص به قسامه را حق مىدانيم ، چه خلفاء به قسامه عمل كردهاند . پس عمر از ابو قلابه پرسيد ، تو در اين باره چه مىگويى ؟ او بعد از اظهار تعارف و تواضع گفت : يا امير المؤمنين اگر پنجاه كس گواهى دهند ، بر مردى كه وى در دمشق زنا كرده و خود نديده باشد او را رجم مىنمايى ؟ عمر پاسخ داد نه ، ابو قلابه به او گفت اگر پنجاه نفر نزد تو شهادت دهند ، مردى در حمص دزدى كرده و او را نديدهاند ، آيا دست او را با شهادت آنان جدا مىكنى ؟ در پاسخ گفت نه و در برخى از روايات است كه ابو قلابه به او گفت : چگونه با پنجاه نفر كه شهادت مىدهند كسى ، را در شهر ديگرى كشته است و نديدهاند ، او را قصاص مىنمايى ؟ عمر بن عبد العزيز پس از اين واقعه بعاملان خود درباره قسامه نوشت اگر دو نفر عادل شهادت
هامش
( 1 ) - محقق حلى : شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 207 .