جايگزين مصدر گشته است . گفته مىشود : اقسم اقساما ، و قسامه چنان كه گفته مىشود : اكرم اكراما و كرامة .
شيخ محمد خطيب شربينى « 1 » در كتاب مغنى المحتاج مىنويسد :
( و هى بفتح القاف : اسم للايمان التى تقسم على اولياء الدم مأخوذة من القسم و هو اليمين ، و قيل اسم الاولياء ) يعنى قسامه بفتح قاف نام سوگندهايى است كه بر اولياء خون تقسيم مىشود و از قسم كه همان سوگند است اخذ گرديده و گفته شده قسامه نام اولياء مىباشد كه براى اثبات قتل بر مدعى عليه سوگند اداء مىنمايند و سپس مىگويد :
نخستين كسى كه در جاهليت به قسامه بداورى نشست وليد بن مغيره بود و اسلام آن را تقرير و تثبيت نموده و داستانى از ابو طالب نقل شده كه در جاهليت به قسامه مدعى عليه حكم كرده است . فلذا او را بعضى نخستين كسى كه به قسامه عمل كرده ، دانستهاند . « 2 »
2 - لوث چيست ؟
لوث در لغت معانى مختلفى دارد و يكى از آنها كه مناسب با بحث ما است ، قوت و شدت مىباشد .
فيروزآبادى در قاموس اللغه مىگويد : « اللوث القوه » در تاج العروس كه شرحى است بر قاموس مىگويد : لوث بمعنى شدت است و بشعرى از اعشى استشهاد مىكند كه دربارهء شترش كه بسيار قوى و نيرومند در راه رفتن بوده است مىگويد : « بذات لوث عفرناة اذا عثرت . » يعنى شتر من در راه نيرومند است هر چند دست يا پايش به سنگ خورده و زخمى شده باشد . در معجم الوسيط آمده است : « اللوث القوة و الشَّرّ و شبه الدلاله على حَدثٍ مِنَ الأَحداثٌ ، و لا يكون بيّنة تامّه يقال : لَم يَقُم على اتهام فلان بالجناية إلّا لَوثٌ . » « 3 » يعنى : لوث به معناى قوت و شر و شبه دليل است ، ( دليلى كه تمام نيست ) و دلالت آن بر وقوع رويدادى از رويدادها ناقص مىباشد . و لوث بينه تام نمىباشد ، گفته مىشود : دليلى غير از لوث بر اتهام كسى كه به جنايتى متهم گرديده اقامه نشد .
هامش
( 1 ) شيخ شمس الدين محمد بن احمد الشربينى القاهرى الشافعى الخطيب كه كتاب او بنام مغنى المحتاج الى معرفه معانى الالفاظ المنهاج معروف است و تأليفات ديگرى هم دارد .
( 2 ) شيخ محمد خطيب شربينى : مغنى المحتاج ، ج 4 ، ص 109 .
( 3 ) الوسيط ، ج 2 ، ص 884 ، تأليف جمعى از نويسندگان قريب به همين مضامين در لسان العرب ، ج 12 ، ص 351 نيز آمده است .