تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
ناحيه او نيست ، به اين معنى كه نمىتوان به چنين كسى گفت كه تو نسبت به مقتول ظلم كرده‌اى ، بلكه اين عمل ظلم و عدوان نسبت به مكرِه محسوب مىگردد . اما در مورد اضطرار عامل ديگرى وجود ندارد و عمل مضطر كه ارتكاب قتل باشد ، نسبت به مقتول ظلم و عدوان محسوب مىگردد ، و دليلى در مورد اكراه وجود ندارد كه دلالت كند مكرَه لازم است خود را در معرض قتل قرار دهد ، و عملى را كه از طرف كسى ديگر ظلم و عدوان نسبت به شخص ديگرى محسوب مىشود ، انجامش در حق او حرام باشد .

ب - روايات تقيه :

روايت اول صحيحه محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) است : « انما جعلت التقية ليحقن بها الدماء فاذا بلغ الدم فلا تقيه . » « 1 » روايت دوم موثقه ابى حمزه ثمالى از امام صادق ( ع ) است كه ايشان فرمودند : « انما جعلت التقية ليحقن بها الدم ، فاذا بلغت التقية الدم فلا تقيّة . » « 2 » تقريب استدلال به اين روايت اين است كه امام ( ع ) در اين روايت مىفرمايد تقيه از اين جهت مشروع گرديده تا به سبب آن خون مسلمانان حفظ شود و هرگاه تقيه موجب پايمال شدن خونى گردد ، تقيه مشروع نخواهد بود . در ما نحن فيه چنين است ، زيرا اگر مكرَه در اثر اكراه بخواهد ، براى حفظ جان خود تقيه كند ، تقيه موجب مىگردد ، كه خون يك نفر مسلمان ريخته شود و طبق اين روايات تقيه در چنين موردى جايز نيست . اين روايات موجب تخصيص حديث رفع اكراه مىشود ، پس اگر بپذيريم حديث رفع اكراه در مورد قتل نفس جارى مىگردد ، با حديث نفى تقيه در چنين موردى تخصيص داده مىشود . پاسخ : استدلال بحديث تقيه در موردى صحيح است كه شخصى براى خاطر حفظ جان خود بخواهد ، ديگرى را تقيةً به قتل برساند و آن قتل نسبت به قاتل ، قتل عدوانى و ظالمانه‌اى بوده باشد ، ليكن قبلًا گفته شد در مورد اكراه از طرف مكرَه ، ظلمى نسبت به مقتول صورت نگرفته و ظالم و متعدى مكرِه مىباشد . بنابراين ، روايات تقيه در مورد خود صحيح است و شامل قتل‌هاى غير عدوانى از طرف قاتل نمىشود ، و رواياتى كه در باب سيد و عبد وارد شده است ، « 3 » دلالت دارند كه اگر مولايى به عبدش دستور داد شخصى را به قتل برساند مولا
هامش
( 1 ) - الوسائل ، ج 11 / 483 ، حديث 1 . ( 2 ) همان منبع ، حديث 2 . ( 3 ) اسحاق بن عمّار از امام صادق ( ع ) روايت مىكند كه از امام ( ع ) در مورد مردى كه عبدش را امر مىكند كه مرد ديگرى را بكشد و عبد او را مىكشد سؤال مىكنند . امام ( ع ) در پاسخ فرمودند : « يقتل السيّد به » يعنى مولا به سبب اين قتل كشته مىشود . ( الوسائل ، ج 19 / 33 ، حديث 1 ) روايت ديگر ، حديث سكونى از امام صادق ( ع ) است كه ايشان فرمودند : « قال امير المؤمنين ( ع ) : فى رجل امر عبده ان يقتل رجلًا فقتله ، فقال امير المؤمنين ( ع ) : و هل عبد الرّجل الّا كسوطه او كسيفه ، يقتل السّيد و يستودع العبد السّجن . » شيخ صدوق در سند خود سكونى را ذكر نموده است ، اما اين روايت را همچنين در موارد قضاياى امير المؤمنين نيز آورده است . ولى در پايان روايت عبارت : « و يستودع العبد فى السّجن حتّى يموت » را اضافه نموده است . ( الوسائل ، ج 19 / 33 ، حديث 2 - من لا يحضره الفقيه ، ج 4 / 88 ، حديث 9 .