گفتار هفتم اكراه در قتل
مقدمه
نظر به اينكه اكراه در قتل سبب از براى قتل مىباشد ، لازم است قبل از شروع در بيار مسأله اكراه در قتل فرق بين « سبب » و « علت » و « شرط » مورد بررسى قرار گيرد .
فقهاء عظام دربارهء هر كدام از سبب و علت و شرط تعريفهايى كردهاند كه در جاى خود مذكور است . از جمله آنها ميرزاى قمى در كتاب شريف جامع الشتات چنين فرمودهاند :
« بدان كه آنچه مدخليت در تلف و هلاك مال دارد ، يا اين است كه از بابت امورى است كه نسبت مىدهند ، هلاك را به آن در عرف و عادت بعنوان حقيقت مثل اينكه سر حيوان را ببرد يا كاسهء شير را بر زمين بريزد ، يا جامه را در آتش بيندازد و بسوزد و يا در عرف بعنوان حقيقت نسبت نمىدهند به آن . قسم اول را علت مىنامند و كردن آنها را مباشرت مىنامند و قسم دوم نيز بر دو قسم است يكى آنكه از شأن آن هست كه قصد شود به آن چيزى كه هلاك را به آن نسبت مىدهند ، و بعنوان حقيقت در عرف ، يا نه . قسم اول را سبب مىنامند و كردن آن را تسبيب مثل كندن چاه كه در عرف و عادت هرگاه كسى در چاه بيفتد و بميرد نمىگويند كه آنكه چاه را كند او را كشت . بعنوان حقيقت هر چند از شأن چاه كندن اين است كه مىتوان قصد كرد ، در حين كندن اينكه اين را مىكَنم كه كسى در آن بيفتد و بميرد و ظاهر اين است كه