مىتوان گفت كه در ابتدا مطلب در خاطرش نبوده و اكنون بخاطرش آمده است . آنچه گفته شد در خصوص موردى است كه مقر ، « مقرٌ به » ( مثلا كتاب ) را تعيين كند ، اما اگر « مقرٌ به » را كه ابتدا مجهول بوده است ، تعيين نكرد و نسبت به آن ادعاى جهل نمود ، اين ادعا را از وى مىپذيرند . در اين صورت بايد بين مقر و مقرٌ له مصالحه به عمل آيد .
5 - 4 - اقرار براى مجهول
هرگاه مقر بگويد اين كتاب يا از زيد است و يا عمرو ، اين اقرار را ، اقرار براى مجهول مىگويند و در اين حال دو وجه وجود دارد :
الف - آنكه وقتى از وى « تعيين » امر را مطالبه كنند ، يكى از اين دو را مالك آن مال تعيين نمايد .
ب - آنكه پس از مطالبه به تعيين نپردازد و يا نتواند تعيين كند .
در صورت اول مال را به مقرٌ له مىدهند ، زيرا مقر ذو اليد است و اقرار ذو اليد نافذ است .
در اين هنگام اگر كسى ادعا كند كه « مقرٌ به » از آن من است چون مقر ذو اليد محسوب مىگردد و مدعى خارج مىباشد ، دعوى حكم دعوى بر ذو اليد را پيدا مىكند . يعنى ذو اليد بايد سوگند ياد كند و مدعى خارج بايد اقامهء بينه نمايد و اگر بينه نداشت ، حق دارد مقر را سوگند دهد ، كه نمىداند مال از آن مدعى است ، و چنانچه مقر در اين امر اصرار ورزد كه مال از آن مقرٌ له ، است مديون مدعى نخواهند بود . اما اگر از اقرار خود برگردد ، نمىتواند مال را از دست مقرٌ له خارج سازد ، بلكه مقرٌ به همچنان دريد مقرٌ له مىماند و در صورتى كه مقرٌ به قيمى باشد بايد قيمت را بعنوان غرامت به شخص دوم بپردازد و اگر مقرٌ به مثلى باشد مثل آن را به وى بدهد ، زيرا مقر با اقرار اول خود بين مقرٌ له دوم و مقرٌ به حائل گرديده است و مانند آن است كه مال مقرٌ له دوم را تلف كرده باشد كه بايد خسارت آن را بپردازد . غرامتى را كه مقر در اين صورت مىپردازد در اصطلاح « بدل حيلوله » مىگويند . اكنون اگر مقرٌ له اول خود را مقر تصديق كند و بگويد مقرٌ به از آن شخص دوم است ، بايد مال « مقرٌ به » را تحويل وى دهد ، و در اين صورت غرامتى به مقر تعلق نمىگيرد .
در صورت دوم ( يعنى اگر مقر نتواند مالك واقعى را تعيين كند ) مقرٌ به مردد بين دو مالك مىشود كه هيچكدام نسبت به آن ذو اليد نمىباشند و در واقع ، هر دو نسبت به عين مدعى مىشوند و حكم متداعيين را پيدا مىكنند . در اين مورد اگر هر دو آنها مقر را در عدم علم تصديق نمايند ، حكم به سوگند وى نمىشود . اما اگر مدعى شدند كه مقر مىداند « مقرٌ به » از آن كداميك از ايشان است ، مىتوانند وى را سوگند دهند ، در اين صورت نمىتوان عين را به