تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
ديگرى مشروع نيست . البته اين استدلال قابل مناقشه است . زيرا بين اينكه انسان ابتدائاً براى حفظ جان خودش اقدام به قتل نمايد و بين جائى كه قتل ديگرى بر او تحميل مىشود ، فرق است و حديث ظاهر در معناى اول است يعنى اگر امر دائر بين كشته شدن دو نفر است كه اگر يكى ديگرى را به قتل برساند كشته نمىشود نمىتواند ديگرى را به قتل برساند و اين در جائى است كه از ابتدا امر بين حفظ جان خودش و كشتن ديگرى دائر شده باشد ، لكن اگر ابتدائاً مورد تهديد به قتل نيست ، بلكه شخص ديگرى قرار است كشته شود مسأله مصداق روايت نيست . به عبارت ديگر اگر شخصى اراده كرده است كه يكى از دو نفر را بكشد و شخص دوم زودتر اقدام به قتل ثالث مىكند تا كشته نشود مصداق روايت است ، نه جائى كه شخص مىخواهد فرد معينى را بكشد و ديگرى را امر به كشتن وى مىكند كه اگر نكشد كشته مىشود . مشهور مىگويد روايت فوق نسبت به اين دو صورت اطلاق دارد ، لكن به نظر ما تقيه غير از عنوان اكراه است . در تقيه اكراه به كشتن ديگرى نيست ، زيرا خودش نيز محكوم به قتل است ( زيرا يكى از اين دو بايد كشته شوند ) ولى اكراه اين است كه يا بايد او را بكشد يا كشته مىشود . پس بين اكراه و تقيه تفاوت وجود دارد .

ح ) تسبيب به معنايى ديگر

هرگاه كسى به سوى ديگرى تيراندازى كرده او را بكشد عمل وى داخل در باب تسبيب است و قتلى را كه مرتكب شده قتل عمد است و همچنين اگر ريسمان به گردن مجنى عليه بيندازد تا بميرد و يا سر او را در آب فرو نمايد ، اين تسبيب در كلمات فقهاء در مقابل مباشرت آمده است و مباشرت را به موردى كه قتل را با دست انجام دهد منحصر كرده‌اند مانند اينكه شخصى را با دست خفه كند . تسبيب در اينجا به معناى آلت است با اينكه اين اسباب داخل در جنايات مىباشد . حال اگر عملى را كه از راه سبب انجام مىدهد به قصد قتل انجام دهد يا سبب نوعاً كشنده باشد قتل عمد محسوب مىشود .