حال اگر عملى كه نسبت به ديگران نوعاً كشنده نيست ، ولى نسبت به شخصى به دليل صغر يا كبر سن كشنده باشد ظاهر آن است كه چنين قتلى موجب قصاص است . لكن مسأله اين است كه آيا لازم است قاتل به اينكه عمل وى نسبت به مجنى عليه كشنده است عالم باشد ؟ گاهى عملى نسبت به شخص كشنده است ولى قاتل توجه ندارد . مثلًا شخصى را مىزند ولى نمىداند كه اين عمل نسبت به وى كشنده است آيا اين قتل عمد است ؟
در تحرير الوسيله در مسأله اول علم به اينكه عمل نوعاً كشنده باشد را مطرح نكرده و مطلقاً آن را قتل عمد محسوب نمودهاند ، اما در مسأله ششم قيد « مع علمه بضعفه » را آوردهاند . « 1 »
مرحوم محقق خويى در تكلمه المنهاج مىگويد :
در قتل عمد نياز به قصد هست يا ابتدا قصد قتل دارد يا قصد قتل ندارد ، لكن ملتفت هست كه عمل وى غالباً كشنده است كه اين قصد تبعى است كه در اين صورت هم قتل عمد محسوب مىشود ، در حالى كه اگر التفات نداشته باشد قصد تبعى حاصل نشده ، لذا قتل عمد محسوب نمىشود .
ط - مسأله سرايت و مرض متعقب ضرب
اگر كسى ديگرى را بزند و شخص مضروب مريض شود و بميرد در صورتى كه قصد قتل نداشته باشد قتل عمد به حساب نمىآيد . بعضى از فقها مثل شهيد در مسالك اين قتل را عمد به حساب آوردهاند ، هر چند مقرون به قصد نباشد . زيرا زدنى كه متعقب به بيمارى است موجب قتل شده و مجموع زدن و بيمارى نوعاً كشنده است و مطلبى كه اين نظريه را تأييد مىكند اين است كه مىگويد : اگر كسى بر ديگرى جراحتى وارد نمايد و مجروح بر اثر سرايت بميرد جارح قصاص مىشود كه اين فتواى اصحاب است و ما نحن فيه نيز چنين است ، علامه هم در قواعد و تحرير همين نظريه را پذيرفته است و لكن آن را مورد اشكال قرار داده و فرموده است : اين مسأله خالى از اشكال نيست ، زيرا يكى از « قصد قتل » و يا « نوعاً كشنده
هامش
( 1 ) . تحرير الوسيله ، باب قصاص ، مسأله ششم .