3 - 1 ) معيار ديگرى براى جريان و عدم جريان مرور زمان در مجازاتها
بر اساس معيار ديگرى جريان مرور زمان در مجازاتها از باب اينكه نيازمند به تنفيذ مادى هستند يا خير متفاوت است . مجازاتهايى كه طبيعتاً نيازمند به تنفيذ مادى هستند ، مرور زمان در آنها مؤثر خواهد بود همانند شلاق زدن كه يك فعل مادى است و احتياج به تنفيذ مادى دارد ، بنابراين اگر شخص فرار كند و يا به هر دليلى محكوم نگردد تا مدت مرور زمان سپرى شود در اين صورت مجازات نخواهد شد . اما مجازاتهايى كه بدون نياز به عمل مادى قابل تنفيذ باشند ، مرور زمان در آنها مؤثر نبوده و مجازاتهاى مذكور ساقط نمىشود ، مگر آنكه عفو عمومى داده شود و يا اعتبار ارزش آن رد شود كه در اين صورت مجازات ساقط مىگردد .
بنابراين مرور زمان در مورد محروميت از برخى حقوق و مزايا كه ارتباط به صلاحيت و اهليت محكوم عليه دارد موجب رفع محروميت نمىگردد . زيرا اهليت و صلاحيت نه اكتسابى است و نه با مرور زمان ساقط مىشود . « 1 » مقصود از اين سخن اين است كه اگر شخصى اهل بيت و صلاحيت نسبت به سرپرستى اموال خود را نداشته باشد و در مدت طولانى از اموال خود سرپرستى كند ، گذشت زمان نمىتواند مؤثر در صلاحيت او باشد و به عبارتى به او صلاحيت اعطا كند و اگر هم صلاحيت داشته باشد صلاحيت او همچنان باقى خواهد ماند . « سوء پيشينه » نيز نمونه ديگرى است كه تنفيذ آن احتياج به فعل مادى ندارد . فلذا اگر شخصى مرتكب سرقت شد و سوء پيشينه براى او پديد آمد ، در اين صورت مرور زمان سوء پيشينهء مذكور را بر نمىدارد .
در پاسخ به تفصيل و معيار فوق در جريان و عدم جريان مرور زمان بايد گفت :
مرور زمان زمانى مؤثر است كه قرينه بر وجود توبه باشد و اگر مجرم توبه كرد فلسفه مرور زمان باقى است ، لذا بايد تمام آثار جرم بر داشته شود و به عبارتى ديگر : هر جا كه مرور زمان اماريت براى توبه باشد همه انواع مجازات برداشته مىشود ؛ لذا تفصيل فوق درست به نظر نمىرسد .
هامش
( 1 ) . مبادى القسم العام من التشريع العقابى ، رئوف عبيد ، ص 877 .