با سابقه با نيرنگ و فريب و با آشنايىاى كه به قانون دارد ، از دست قانون فرار كند . « 1 »
جواب : لازم نيست هر مجرمى حتماً مجازات شود . چرا كه اگر مجرمى اصلاح شود چه ضرورتى در مجازات اوست ؟ بنابراين اگر مجرمى با نيرنگ و فريب فرار كند و سپس اصلاح شود در اين صورت ضرورتى در مجازات او نمىباشد . بنابراين دليل فوق اخص از مدعا بوده و شامل توبه نمىشود .
2 - 4 ) حالت خطرناك
كسى كه مرتكب جرم شده است وجود حالت خطرناك را در خود نشان داده است : در نتيجه نمىتوان انتظار داشت كه اين حالت خطرناك پس از گذشت زمان خود به خود معالجه و زائل شده باشد . در حالى كه اگر قاعده مرور زمان را بپذيريم لازم مىآيد كه پس از زمانى معين اجراى مجازات - كه بنا به فرض وسيله شناخت و درمان مجرم است - نيز غير ممكن گردد . لذا مرور زمان با اصلاح مجرم تنافى پيدا مىكند . « 2 »
جواب : در اين دليل مبناى عدم پذيرش مرور زمان اين است كه مجرم اصلاح نشده است و اصلاح مجرم به عهده مجازات گذاشته شده است ، ولى فرض ما ( در باب توبه ) اين است كه شخص اصلاح شده و نيازى به مجازات او نيست ، بنابراين دليل دوم نيز اخص از مدعا است .
3 - 4 ) جنايتهاى جانگداز و ديرپائى اثرات آن
وقتى جنايتهاى جانگداز كه خاطره آنها تا دير زمان در اذهان مردمان باقى است به اثبات رسيد ، سزاوار نيست با فرار بزهكار و گريز از كيفر ، آن را مشمول مرور زمان قرار داد و سرنوشت نامعلومى را كه در انتظار متهم است نيك انجام شود . « 3 »
پاسخ اين سخن نيز روشن است .
نكته اساسى در اين است كه در حقوق جزاى جديد « توبه » و تقسيم حقوق ، به
هامش
( 1 ) . حقوق جزاى عمومى ، پرويز صانعى ، ج 2 ، ص 312 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . سزار بكاريا - رساله جرايم و مجازاتها ، ترجمهء محمد على اردبيلى ، ص 71 .