تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١

خلافت المستعصم باللّه وفات المستنصر و خلافت المستعصم ، آخرين خلفاى بنى عباس در بغداد

المستنصر باللّه در آن محدوده‌اى كه پس از خودكامگىهاى امراى نواحى براى او باقى مانده بود ، به خلافت پرداخت . كم‌كم اين محدوده نيز از حيطهء قدرتش بيرون رفت زيرا تتر بر ملوك نواحى تسلط يافت ، و به فرمانرواييشان پايان داد و آنگاه به قلمرو خلافت تجاوز آغاز كرد . المستنصر ، در سال 641 ، پس از شانزده سال خلافت ديده از جهان فرو بست ، و پس از او با پسرش عبد اللّه بيعت كردند و او را المستعصم باللّه لقب دادند . او مردى فقيه و محدث بود . وزيرش ابن العلقمى شيعه بود . در ايام او در بغداد ، هم چنان آتش فتنه ميان سنى و شيعه شعله‌ور بود ، و از ديگر سو ميان حنبليان و ديگر مذاهب اختلاف وجود داشت . شهر نيز گرفتار آشوب عياران و اوباش و دزدان بود . هر بار كه فتنه‌اى ميان ملوك و دولتمردان پديد مىآمد ، اين آشوبگران نيز سر بر مىداشتند . از لحاظ مالى خليفه چنان در مضيقه افتاده بود كه مواجب سپاهيان را به فروشندگان و بازاريان حواله نمود . اين امر سبب هرج و مرج بسيار شد . نزاع ميان شيعه و سنى نيز مزيد بر گرفتارىهاى خليفه گرديد . شيعيان در محله كرخ ، در جانب غربى مسكن داشتند ، و وزير ، ابن العلقمى از آنان بود . بنابر اين بر اهل سنت چيرگى مىنمودند . خليفه پسر خود ركن الدين و دولتدار [ 1 ] را فرمان داد تا خانه‌هاى شيعيان را در كرخ تاراج كنند ، و در اين امر جانب وزير را رعايت ننمودند و ابن العلقى سخت اندوهگين شد . و كمر نابودى دولت عباسى را بر ميان بست ، و بدين بهانه كه اكنون نيازى به اين همه سپاه نيست ، لشكريان و سران سپاه را به اطراف
هامش
[ ( 1 ) ] الدوادار .