تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨

خلافت الظاهر بامر اللّه وفات الناصر و خلافت الظاهر بامر اللّه پسر او

ابو العباس احمد الناصر لدين اللّه بن المستضيء بامر اللّه ، در اواخر ماه رمضان سال 622 ، پس از چهل و هفت سال خلافت ديده از جهان فرو بست . او در سه سال پايان عمر خود ، از حركت بازمانده بود ، و يكى از چشمانش نابينا و آن ديگر كم نور شده بود . او مردى بود كه حالاتى گوناگون ، ميان جد و هزل داشت . از انواع علوم آگاه بود ، و نيز - تأليفات متعدد در انواع علوم داشت . گويند او بود كه تتر را به لشكركشى به بلاد عراق تحريض كرد ، زيرا ميان او و خوارزمشاه اختلافى عظيم افتاده بود . الناصر به تير اندازى با كمان‌گروهه و بازى با كبوتران سخت مشتاق بود . شلوار فتوت مىپوشيد ، همچنانكه عياران بغداد مىپوشيدند . حتى او را سندى بود كه از زعماى فتوت ، اجازت پوشيدن شلوار فتوت را دريافت كرده بود . همهء اينها نشان آن بود كه دولت عباسى پير شده بود ، و پادشاهى از آن خاندان رخت برمىبست . چون الناصر بمرد ، با پسرش ابو نصر محمد بيعت كردند ، و او را الظاهر بامر اللّه خواندند . او از سال 585 ، مقام ولايت عهدى را داشت ، ولى پس از چندى پدر او را از ولايت عهدى خلع كرد ، و برادر كوچكش على را ولى عهد خويش ساخت . زيرا على را بسيار دوست مىداشت . على در سال 612 بمرد و الناصر مجبور شد بار ديگر او را بدين مقام برگزيند . چون با الظاهر بامر اللّه بيعت كردند ، عدل و احسان آشكار كرد . چنان كه مورد ستايش همگان واقع شد . گويند كه در شب عيد فطر ، صد هزار دينار ميان علما تقسيم نمود .

وفات الظاهر بامر اللّه و خلافت پسرش المستنصر باللّه

الظاهر ابو نصر محمد ، در نيمهء رجب سال 623 ، پس از نه ماه و نيم خلافت درگذشت او خليفه‌اى نيك روش و دادگر بود . گويند پيش از وفاتش به خط خود توقيعى نوشت ، تا