تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠

خلافت المستنصر باللّه

چون الظاهر بامر اللّه وفات كرد ، با پسرش ابو جعفر المستنصر بيعت شد . او نيز به راه پدر مىرفت ، ولى در عهد او امور دولت مختل شده بود ، و عمال سر به نافرمانى برداشته بودند ، و مداخل دولت سخت روى به نقصان نهاده ، حتى به كلى قطع شده بود . سپاهيان در تنگى معيشت بودند ، چنان كه بسيارى سپاهيگرى را رها كردند . در زمان او بود كه محمد بن يوسف بن هود ، دعوت عباسى را به اندلس بازگردانيد ، و اين پايان دولت موحدان در مغرب بود . المستنصر نيز او را به امارت آن ديار فرستاد . اين واقعه در سال 629 اتفاق افتاد . و ما در اخبار دولتشان بدان اشارت خواهيم كرد . در پايان خلافت المستنصر ، تتر ، بلاد روم را از غياث الدين خسرو شاه [ 1 ] ، آخرين ملوك تبار قلج ارسلان بگرفت ، و از آنجا به بلاد ارمينيه رفت و آنجا را در تصرف آورد . آنگاه غياث الدين امان خواست و از سوى آنان به امارتش گماشتند ، و ما در اين باب سخن خواهيم گفت .
هامش
[ ( 1 ) ] كنخسرو .