تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
مسعود كس فرستاد ، و خود در اواسط شعبان سال 527 ، با سى هزار جنگجو از بغداد خارج شد . چون مسترشد به موصل نزديك شد . عماد الدين زنگى از آنجا برفت ، و نايب او نصير الدين جقر [ 1 ] در موصل بماند . زنگى به سنجار [ 2 ] رفت ، و از راه ارزاق و آذوقه را بر سپاه مسترشد فرو بست ، تا آنجا كه آن سپاه در تنگنا افتاد . مسترشد سه ماه موصل را در محاصره داشت ، و چون گشودن نتوانست ، به بغداد بازگشت ، و روز عرفه همان سال به بغداد داخل شد . گويند كه مطر خادم ، از لشكر سلطان مسعود خبرهايى آورده بود ، كه بازگشت خليفه را به بغداد ايجاب مىكرد .

نبرد طغرل و مسعود و انهزام مسعود

چون مسعود ، پس از انهزام برادرش طغرل به همدان رسيد ، خبر يافت كه داود برادرزاده‌اش در آذربايجان ، علم طغيان برافراشته است . پس مسعود لشكر به آذربايجان برد و برادر زاده را در يكى از دژهايش به محاصره افكند . در غياب او ، طغرل به بلاد جبل رسيد ، و سپاهى گرد آورد ، و بسيارى از شهرهاى آن ناحيه را گشود ، و آهنگ مسعود نمود . او تا قزوين پيش آمد . مسعود به مقابلهء با او شتافت . از سپاه مسعود ، جماعتى كه طغرل به سوى خود جلب كرده بود ، بگريختند و به لشكرگاه طغرل پيوستند . مسعود در اواخر رمضان سال 528 بازگرديد ، و از مسترشد اجازت خواست كه به بغداد وارد شود . نايب او بقش سلاحى [ 3 ] ، همراه با برادر او سلجوقشاه در اصفهان بودند . چون خبر آن هزيمت شنيدند ، به بغداد آمدند ، و سلجوقشاه در سراى سلطان فرود آمد و خليفه ده هزار دينار براى او فرستاد . پس از آن دو ، مسعود كه در راه رنج فراوان ديده بود به بغداد رسيد . يارانش برخى پياده و برخى سواره بودند . خليفه برايشان خيمه و اسب و جامه و آلات و اسباب زندگى فرستاد . مسعود در اواسط شوال به سراى سلطنت نزول نمود ، و طغرل در همدان اقامت گزيد .

وفات طغرل و استيلاى سلطان مسعود

چون مسعود به بغداد رسيد ، مسترشد به اكرام او كوشيد ، و او را وعده داد كه همراهش به جنگ برادرش طغرل برود ، و نيازهاى سپاهش را رفع كند ، و او را همواره برمىانگيخت . جماعتى از امراى سلجوقى كه از اين فتنه‌ها ملول شده بودند ، به مسترشد پيوستند و با او عازم نبرد گرديدند . ولى طغرل رسولانى نزد آنان فرستاد ، و به وعده استمالت كرد .
هامش
[ ( 1 ) ] حقر . [ ( 2 ) ] سنجر . [ ( 3 ) ] سلامى .