تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
در ميمنهء داود بود از قتال باز ايستاد . تركمانانى كه با او بودند دربارهء او به شك افتادند و خيمه‌اش را غارت كردند . و اين امر سبب شد كه در سپاه داود شكست افتد . اتابكش آقسنقر احمد يلى پاى به گريز نهاد . يرنقش الزكوى نيز اسير گرديد . داود به بغداد آمد اتابك آقسنقر احمد يلى نيز همراه او بود . خليفه آنان را در سراى سلطان فرود آورد و اكرام كرد . چون سلطان مسعود از فرار داود و رسيدنش به بغداد خبر يافت ، نزد او آمد . داود به استقبالش بيرون شد . و به احترام او از اسب فرود آمد . مسعود در ماه صفر سال 527 ، در سراى سلطنت فرود آمد و به نام او بر منابر بغداد خطبه خواندند ، و نام داود را بعد از نام او آوردند . هر دو با مسترشد چنان نهادند كه به آذربايجان روند ، و خليفه نيز به آنان يارى رساند . بدين مقصود به آذربايجان رفتند . مسعود چند شهر آذربايجان را بگرفت و جماعتى از امرا را در اردبيل محاصره كرد . سپس منهزمشان ساخت و چند تن از آنان را نيز بكشت ، و به همدان رفت ، تا با برادر خود ، طغرل مصاف دهد . در اين نبرد طغرل شكست خورد ، و مسعود بر همدان مستولى گرديد . پس از اين پيروزى آقسنقر احمديلى كشته شد . گويند باطنيه به دسيسهء سلطان مسعود [ 1 ] ، او را كشتند . چون طغرل منهزم گرديد ، عازم رى شد ، و به قم رسيد . از آنجا به اصفهان رفت تا در آنجا موضع گيرد . برادرش مسعود به محاصره اصفهان لشكر كشيد . طغرل به مردم اصفهان اعتماد نداشت ، پس به فارس رفت . مسعود از پى او روان گرديد . برخى از امراى طغرل از او امان خواستند ، بعضى نيز در ترديد افتادند . طغرل در ماه رمضان قصد رى كرد . مسعود از پى او به رى رفت ، و در آنجا به نبرد پرداخت . طغرل خود بگريخت و جماعتى از امراى او به اسارت افتادند . مسعود پيروزمندانه به همدان بازگشت . به هنگامى كه طغرل از رى به فارس مىرفت ، وزيرش ابو القاسم الانسابادى را ، در ماه شوال همان سال ، به سبب اختلافى كه پديد آمده بود ، به قتل آورد .

حركت مسترشد براى محاصرهء موصل

چون عماد الدين زنگى از برابر مسترشد منهزم گرديد ، به موصل رفت . سلاطين سلجوقى در همدان سرگرم كشمكش‌هاى ميان خود بودند . جماعتى از امراى سلجوقى كه از فتنه گريخته بودند ، به بغداد پناه بردند . مسترشد اين امرا را به كارگرفت ، و سپاه خود را نيرو بخشيد . آنگاه يكى از شيوخ صوفيه [ بهاء الدين ابو الفتوح الاسفراينى ] را از سوى خود به نزد عماد الدين زنگى فرستاد . شيخ در موعظه تندى نمود ، و عماد الدين زنگى او را مورد اهانت قرار داد ، و به زندانش افكند . مسترشد آهنگ محاصرهء موصل نمود . بدين منظور نزد سلطان
هامش
[ ( 1 ) ] محمود .