سوى بغداد در حركت آيد ، و نيز رسولى نزد عماد الدين زنگى فرستاد ، و شحنگى بغداد را به او وعده داد ، و خواست كه به سوى بغداد در حركت آيد . چون مسترشد از آمدن آن دو خبر يافت ، بازگرديد تا به دفع آنان بپردازد .
سلطان مسعود با يارانش براى مقابله با سنجر به راه افتادند . سنجر با صد هزار سپاهى در اسد آباد [ 1 ] فرود آمد . مسعود كه آن بديد ، به مقدار چهار منزل واپس نشست . سنجر به سوى او روان شد ، و در هشتم ماه رجب ، در دينور ، ميان دو سپاه نبرد درگرفت . در ميمنهء مسعود قراجه ساقى و قزل [ 2 ] قرار داشتند ، و بر ميسرهاش يرنقش باز دارد [ 3 ] ، و يوسف چاووش [ 4 ] .
قراجه ساقى با ده هزار تن بر سپاه سنجر زد و لشكر را از هم بر دريد ، ولى از دو سو او را در ميان گرفتند و پس از آنكه او را مجروح نمودند ، به اسارت گرفتند . مسعود و يارانش منهزم شدند ، و گروهى كشته گرديدند . يكى از كشتهشدگان يوسف چاووشى بود . قراجه را نزد سلطان بردند . او را ملامت و توبيخ نمود ، سپس فرمان قتلش را داد .
آنگاه سنجر مسعود را به خدمت فرا خواند . چون بيامد گراميش داشت ، و او را به سبب مخالفتى كه كرده بود سرزنش نمود ، و بار ديگرش به امارت گنجه فرستاد . ملك طغرل برادرزاده خود را ولايت عهدى داد ، و ابو القاسم انسابادى ، وزير سلطان محمود را به وزارت او برگزيد و به خراسان بازگرديد ، و در دهم رمضان همان سال به نيشابور رسيد .
اما خليفه المسترشد باللّه براى دفع دبيس و زنگى به بغداد بازگشت . در آنجا خبر هزيمت سلطان مسعود را بشنيد . پس به جانب غربى عبور كرد ، و به عباسه رفت . در آخر ماه رجب ، با آن دو در حصن البرامكه رو به رو گرديد . در ميمنهاش جمال الدولة اقبال بود ، و در ميسرهاش مطر خادم . از حمله عماد الدين زنگى ، اقبال منهزم گرديد . خليفه و مطر بر دبيس حمله بردند . دبيس بگريخت ، و زنگى نيز از پى او روان شد . هر دو بگريختند و سپاهشان از هم بگسست . دبيس به حله رفت . آن بلاد در دست اقبال بود . براى اقبال از بغداد مدد رسيد و بار ديگر دبيس را درهم شكست . دبيس بگريخت و پس از رنج فراوان خود را برهانيد و آهنگ واسط كرد . سپاهيانش در واسط بر او گرد آمدند . در آغاز سال 527 اقبال و يرنقش باز دار از آب و خشكى برسيدند ، و واسطيان و دبيس منهزم گشتند .
چون طغرل بر اريكه سلطنت قرار گرفت ، عمش سلطان سنجر عازم خراسان شد . سبب آن بود كه احمد خان ، صاحب ما وراء النهر بر او خروج كرده بود . داود بن محمود در بلاد آذربايجان و گنجه بود . در آنجا عصيان كرد ، و به جمع سپاه پرداخت ، و عازم همدان شد . طغرل بسيج نبرد كرد . در ميمنهاش پسر برسق بود و در ميسرهاش قزل ، و بر مقدمه قراسنقر [ 5 ] . داود نيز سپاه خود را تعبيه داد . در رمضان سال 526 ، دو لشكر مصاف دادند . يرنقش الزكوى كه
هامش
[ ( 1 ) ] استر آباد .
[ ( 2 ) ] كزل .
[ ( 3 ) ] باردار .
[ ( 4 ) ] حاروس .
[ ( 5 ) ] آقسنقر .