المسترشد باللّه وزير خود را در بند كرد ، ولى برادرزادهاش جلال الدين ابو الرضا [ 1 ] به موصل گريخت .
چون خبر واقعه به سلطان محمود رسيد ، منصور ، برادر دبيس را به حبس افكند .
دبيس نيز صاحبان اقطاع را در واسط اجازه داد كه به اقطاعهاى خود روند ، ولى تركان مانع آنان گرديدند . دبيس نيز سپاهى به سردارى مهلهل بن ابى العسكر ، براى راندن تركان بسيج كرد و مظفر بن ابى الجبر عامل بطيحه را به مساعدت آنان امر فرمود . برسقى براى مردم واسط مدد فرستاد . مهلهل بن ابى العسكر با مردم واسط و آن سپاه به مقابله پرداخت و منهزم گرديد . ، و جمعى نيز اسير شدند ، و جمعى به قتل آمدند . مظفر بن ابى الجبر نيز كه از پى او روان گرديده بود ، قتل و غارت را به نهايت رسانيد . چون خبر هزيمت مهلهل را شنيد بازگشت . از قضا ، مردم واسط به نامهاى به خط دبيس دست يافتند ، كه مهلهل را به به دستگيرى مظفر فرمان مىداد . اين نامه سبب شد كه مظفر به مردم واسط پيوندد ، و از دبيس ببرد .
در اين احوال دبيس خبر يافت كه سلطان محمود ، برادرش منصور را كور نموده است .
اين خبر سبب شد كه باز عصيان كند ، و هر چه را از آن خليفه كه در قلمرو اوست غارت نمايد . مردم واسط به نعمانيه حمله آوردند و ياران دبيس را از آنجا براندند .
المسترشد باللّه برسقى را به جنگ با دبيس فراخواند . برسقى نيز عازم نبرد گرديد . آنگاه سلطان محمود واسط را ، علاوه بر موصل به اقطاع او داد . او نيز عماد الدين زنگى بن آقسنقر را به جنگ دبيس فرستاد .
عزل وزير ابن صدقه و امارت نظام الملك ابو نصر
پيش از اين گفتيم كه دبيس يكى از شروط صلح خود با المسترشد را ، به بند افكندن وزيرش جلال الدين ابو على بن صدقه قرار داده بود . المسترشد در جمادى الاخر سال 516 ، او را عزل كرد و در بند افكند و شرف الدين على بن طراد الزينبى را نيابت وزارت داد .
جلال الدين ابو الرضا برادر وزير نيز به موصل گريخت .
سلطان محمود از المسترشد خواست كه نظام الملك ابو نصر احمد بن نظام الملك را وزارت دهد ، حال آنكه برادر او شمس الملك عثمان بن نظام الملك وزارت او را داشت .
المسترشد نيز اجابت كرد ، و در ماه شعبان ، نظام الملك ابو نصر را وزارت داد . ابو نصر ، در سال 500 ، وزارت سلطان محمد را بر عهده داشت ، سپس معزول شد و در خانهء خود نشست .
چون بار ديگر به وزارت رسيد و خلعت پوشيد ، در ديوان خلافت نشست ، و خواست كه ابو
هامش
[ ( 1 ) ] ابو الرضى .