حلب رفتند . تتش شهر را محاصره كرد ، و در تصرف آورد و آن دو را اسير نمود ، و به رها و حران كس فرستاد و آنان را به فرمان خواند . آن دو شهر از آن بوزان بودند . مردم رها و حراق از تسليم سر برتافتند . او سر بوزان را برايشان فرستاد ، پس به اطاعت آمدند .
كربوقا را به حمص فرستاد ، و در آنجا محبوسش داشت ، تا آنگاه كه ملك رضوان پس از قتل پدرش تتش آزادش نمود .
تتش به جزيره لشكر برد ، و آن را تصرف نمود ، سپس ديار بكر و خلاط و ارمينيه و آذربايجان را به قلمرو خود درافزود . سپس به همدان رفت و آنجا را بگرفت . در آنجا فخر الملك [ 1 ] پسر نظام الملك را ديد . او از خراسان [ 2 ] به خدمت بركيارق رفته بود . امير قماج [ 3 ] از سران سپاه محمود بن ملكشاه در اصفهان با او برخورد كرده بود ، و اموالش را به غارت برده بود و او خود را از مهلكه رهانيده به همدان انداخته بود . چون تتش او را ديد ارادهء قتلش نمود . باغيسيان [ 4 ] شفاعت كرد و اشارت كرد كه او را به وزارت خود برگزيند .
تتش او را وزير خود ساخت . آنگاه به بغداد رسولانى فرستاد و از مستظهر خواست كه به نام او خطبه بخواند ، و يوسف بن ابق التركمانى را با جمعى از تركمانان به عنوان شحنه به بغداد فرستاد ، ولى از ورود او به بغداد ممانعت شد .
بركيارق در نصيبين بود . از آن سوى موصل از دجله بگذشت و به اربل رفت ، و از آنجا به سرزمين سرخاب بن بدر آمد ، آن سان كه ميان او و عمش تتش ، بيش از نه فرسنگ فاصله نبود . او را هزار سوار بود ، و عمش را پنجاه هزار . يكى از امراى سپاه تتش بر او شبيخون زد . او بگريخت و به اصفهان رفت . برادرش محمود در اصفهان بود ، و مادرش تركان خاتون مرده بود . آنان كه در شهر بودند نخست او را از دخول به شهر منع كردند ، ولى تا به دامش بيندازند ، اجازت دادند كه به شهر درآيد و سخت مواظب او بودند . در اين احوال در آخر ماه شوال سال 487 ، محمود بمرد . مؤيد الملك ، پسر نظام الملك نزد بركيارق آمد و در ماه ذو الحجه او را وزارت خويش داد . آنگاه به دلجويى از سران و اميران پرداخت . همه سر به فرمان نهادند . و جمعيتش افزون شد .
تتش بعد از هزيمت بركيارق با امراى اصفهان باب مكاتبه گشود ، و آنان را به اطاعت خود خواند . در اين ايام بركيارق به آبله دچار شده بود . اينان در انتظار وضع بركيارق بودند .
چون بركيارق بهبود يافت ، پيمانى را كه با تتش نهاده بودند بگسستند ، و همراه بركيارق روانهء نبرد با تتش شدند . شمار سپاهيان بركيارق به سى هزار رسيد . در نزديكى رى دو سپاه مصاف دادند . تتش منهزم شد و به دست يكى از ياران آقسنقر كشته شد . فخر الملك پسر نظام الملك را كه وزيرش بود حبس كرده بود در اين روز او نيز از زندان آزاد گرديد . پس از كشته شدن
هامش
[ ( 1 ) ] فخر الدوله .
[ ( 2 ) ] حران .
[ ( 3 ) ] امير تاج .
[ ( 4 ) ] ناعيسان .