تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣

خلافت المستظهر باللّه

وفات المقتدى و خلافت المستظهر

در نيمهء محرم سال 487 ، المقتدى بامر اللّه ، ابو القاسم عبد اللّه بن الذخيره محمد بن القائم بامر اللّه ، بمرد . مرگش ناگهانى بود . منشور حكومت بركيارق را نزد او آوردند ، تا در آن نظر كند . آن را بخواند و بنهاد . سپس برايش طعام آوردند ، بخورد . به ناگاه بيهوش بيفتاد و بمرد . وزير حاضر شد ، او را غسل دادند ، و كفن كردند . پسرش ابو العباس احمد بر او نماز خواند ، و به خاكش سپرد . نه سال و هشت ماه خلافت كرد . اگر مغلوب راى ديگران نمىبود ، مردى نيرومند و با همت بود . بغداد در زمان او آباد و گسترده‌تر شد ، و من مىپندارم كه اين امر به علت نيرومندى دولت خاندان طغرل بوده است . چون المقتدى بمرد ، وزير بيامد و پسر خليفه متوفى ، احمد را بياورد . حواشى و خدم نيز حاضر آمدند ، و با او بيعت كردند ، و به المستظهر باللّه ملقبش ساختند . وزير بر نشست و نزد بركيارق رفت ، و از او براى المستظهر بيعت گرفت . روز سوم وفات المقتدى بركيارق با وزيرش عز الملك پسر نظام الملك ، و برادرش بهاء الملك و امراى سلطانى و ارباب مناصب بيامدند . نقيب عباسيان ، طارد العباسى و نقيب علويان معمر العلوى و قاضى القضاة ، ابو عبد اللّه الدامغانى و غزالى و چاچى و جز ايشان بيامدند ، و به عزا نشستند ، و با المستظهر بيعت كردند .

اخبار تتش و عصيان او و كشته شدنش

گفتيم كه تتش ، پسر سلطان الب ارسلان ، دمشق و اعمال آن را در تصرف داشت . او پيش از وفات سلطان ملكشاه به بغداد آمد و بازگشت . در هيت خبر مرگ ملكشاه را شنيد . پس هيت را تصرف كرد ، و به دمشق رفت . در آنجا سپاهى گرد آورد و به حلب