تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
رفت . امير حلب ، قسيم الدوله اقسنقر ، سر بر فرمان نهاد و همراه شد . آنگاه به باغيسيان [ 1 ] امير انطاكيه و به بوزان [ 2 ] ، امير رها و حران نامه نوشت ، كه اكنون به اطاعت تاج الدوله تتش درآيند ، تا كار بر يكى از فرزندان ملكشاه قرار گيرد . آنان نيز پذيرفتند ، و در بلاد خود به نام تاج الدوله تتش خطبه خواندند ، و همراه او روان شدند . او در محرم سال 486 ، رحبه را بگرفت ، و در آنجا به نام خود خطبه خواند . آنگاه نصيبين را به جنگ بگشود ، و در آنجا كشتار و تاراج كرد ، و آن را به امير محمد بن شرف الدولة العقيلى تسليم كرد و آهنگ موصل نمود . الكافى پسر فخر الدولة بن جهير در جزيره ابن عمر به ديدارش آمد . تتش او را به وزارت برگزيد ، و نزد ابراهيم بن شرف الدوله [ 3 ] قريش بن بدران ، كس فرستاد تا در موصل به نام او خطبه بخوانند ، و در تسهيل راه او به بغداد بكوشد . ابراهيم از اين فرمان سر برتافت . پس تتش با ده هزار نفر به نبرد او رفت . اقسنقر در جانب راستش بود ، و بوزان [ 4 ] در جانب چپ . ابراهيم نيز شصت هزار سپاهى آورده بود . در اين نبرد ابراهيم منهزم شد ، و به اسارت افتاد . جماعتى از يارانش در اسارت كشته شدند . تاج الدولة تتش موصل را بگرفت ، و على بن شرف الدوله مسلم را بر آن امارت داد و كارهاى عمهء خود را به دو تفويض كرد . آنگاه به بغداد كس فرستاد ، و از گوهر آيين ، شحنه بغداد يارى خواست . او وعده مساعدت داد و گفت : منتظر فرا رسيدن سپاهيان اوست . تتش به ديار بكر رفت و آنجا را بگرفت ، سپس به آذربايجان لشكر كشيد . خبر به بركيارق رسيد ، در حالى كه بر بسيارى از بلاد چون همدان و رى مستولى شده بودند . بركيارق براى مقابله با او بيامد . چون دو سپاه رو به رو شدند آقسنقر به بركيارق تمايل يافت ، و در اين باب با بوزان مشورت كرد . گفتند كه ما از پى تتش آمديم تا آن زمان كه وضع جانشينى ملكشاه روشن شود ، و اكنون روشن شده كه بركيارق جانشين اوست . پس هر دو نزد بركيارق آمدند و تتش شكست خورد و به دمشق بازگرديد . بركيارق نيرومند شد . گوهرآيين نزد او آمد و از اينكه به تتش يارى رسانيده پوزش خواست . بركيارق نپذيرفت و او را عزل كرد و امير يلبرد [ 5 ] را شحنگى بغداد داد ، آنگاه چنان كه گفتيم در بغداد به نام بركيارق خطبه خواندند . مقتدى بمرد و مستظهر به جايش نشست . چون تتش از آذربايجان به شام بازگشت ، سپاهى فراهم آورد و براى قتال با آقسنقر به حلب رفت . بركيارق كربوقا را ، كه به امارت موصل برگزيده بود به يارى آقسنقر فرستاد . در نزديكى حلب دو سپاه رو به رو شدند . سپاه آقسنقر منهزم شد و خود به اسارت افتاد . تتش او را به قتل آورد . بوزان و كربوقا به
هامش
[ ( 1 ) ] ناعيسان . [ ( 2 ) ] برار . [ ( 3 ) ] مشرف الدوله . [ ( 4 ) ] تورزان . [ ( 5 ) ] نكبرد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 744 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى