شورش بركيارق ، پسر ملكشاه
تركان خاتون - چنان كه آورديم - پس از وفات سلطان ملكشاه ، مرگ او را پوشيده داشت ، تا براى پسر خود محمود بيعت گرفت . آنگاه كسانى را در نهان به اصفهان فرستاد ، تا بركيارق را دستگير نمودند و به زندان افكندند . تركان خاتون بيم آن داشت كه بركيارق با فرزندش به منازعت برخيزد . چون خبر وفات سلطان آشكار گرديد ، غلامان نظاميه بشوريدند و سلاحهايى را كه در اصفهان بود برگرفتند ، و بركيارق را از زندان بيرون آوردند و با او بيعت نمودند ، و در اصفهان به نام او خطبه خواندند . مادرش زبيده دختر ياقوتى [ 1 ] عموى ملكشاه بود . او از آسيب تركان خاتون مادر محمود بر جان فرزند خويش بيمناك بود .
چون تاج الملك به اصفهان آمد ، سپاهيان از او خواستار ارزاق خود شدند . او به يكى از دژها رفت ، تا اموالى را كه در آنجا نهفته بود برگيرد . چون به دژ فرا رفت از بيم غلامان نظاميه در همانجا بماند . سپاهيان به خزاين حمله آوردند ، ولى در آنها چيزى نيافتند . در اين احوال تركان خاتون به اصفهان آمد . تاج الملك نزد او رفت و عذر آورد ، كه نگهبانان قلعه او را در بند كرده بودند . تركان خاتون عذر او بپذيرفت .
اما بركيارق چون شنيد كه تركان خاتون ، پسر خود محمود را به پادشاهى نشانده است ، با غلامان نظاميه كه با او بودند ، به رى رفت . برخى از امراى پدرش نيز به دو پيوستند . تركان خاتون براى نبرد با او سپاهى فرستاد . چند تن از سرداران سپاه ملكشاه نيز همراه اين سپاه بودند . چون دو گروه گرد آمدند ، بسيارى از سرداران به نزد بركيارق گريختند . نبرد شدت گرفت . سپاه محمود و تركان خاتون درهم شكست . اينان به اصفهان بازگشتند ، و بركيارق از پى آنان بيامد و شهر را در محاصره گرفت .
كشته شدن تاج الملك
تاج الملك وزير ، با سپاه تركان خاتون به ميدان جنگ بركيارق رفته بود . چون سپاه منهزم شد ، او به بروجرد [ 2 ] گريخت . اما در راه او را بگرفتند و نزد بركيارق آوردند .
بركيارق كه اصفهان را در محاصره داشت و به مراتب كفايت و لياقت او آگاه بود ، قصد آن كرد كه وزارت خويش به او دهد . تاج الملك نيز به اصلاح امور پرداخت ، و دويست هزار دينار ميان امراى غلامان نظاميه تقسيم كرد ، و آنان را از خود خشنود ساخت . چون اين خبر به عثمان ، نوهء نظام الملك رسيد ، غلامان زير دست را برانگيخت ، تا خواستار
هامش
[ ( 1 ) ] ياقولى .
[ ( 2 ) ] يزدجرد .