تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
با خود به عراق آورد . در راه بر بدران بن مهلهل فرود آمدند . ابن فورك نيز به اقامتگاه بدران بن مهلهل رسيد ، و خليفه را با خود ببرد ، و نامهء طغرل و هداياى او را تقديم كرد . طغرل ، وزير خود عميد الملك الكندرى را ، با جمعى از امرا و حجاب و خيمه‌ها و سرا پرده‌ها و اسبان زرين ستام ، و ديگر تحف ، در بلد به ديدار او فرستاد . خود نيز در نهروان به ديدار خليفه شتافت ، و از اينكه به سبب وفات برادرش داود در خراسان ، و عصيان ابراهيم در همدان و كشته شدن او به سبب اين عصيان ، آمدنش به درازا كشيده است ، پوزش خواست ، و گفت مجبور بوده است كه در خراسان بماند تا هر يك از فرزندان داود را به جاى خود بگمارد . آنگاه خليفه را گفت اينك به طلب بساسيرى به شام مىرود ، و بر آن سر است كه فرمانرواى مصر را نيز به سزاى اعمالش برساند . خليفه شمشير خود را بر او حمايل كرد ، زيرا از اموال او هيچ چيز جز آن شمشير برايش باقى نمانده بود . آنگاه پردهء خرگاه را به كنارى زدند تا امرا نيز چهرهء او را بديدند ، و تحيت گفتند و خدمت كردند و بازگشتند . سلطان طغرل به بغداد آمد و بر باب النوبى ، آنجا كه حاجب مىنشيند ، بنشست . القائم بامر اللّه نيز بيامد . طغرل‌بك لگام استر او را گرفت ، و تا در سرايش ببرد . اين واقعه پنج روز مانده از ماه ذو القعده سال 451 ، اتفاق افتاد . سلطان طغرل از آنجا به لشكرگاه خويش بازگشت ، و زمام امور را به دست گرفت .

كشته شدن بساسيرى

سلطان طغرل‌بك خمارتكين را با دو هزار سپاهى به كوفه فرستاد . سرايا بن منيع - الخفاجى هم به آنان پيوست ، تا نگذارند بساسيرى خود را به شام رساند . خود نيز از پى آنان روان گرديد ، ولى بساسيرى و دبيس و قريش بن بدران از اين امر خبر نداشتند . اينان كوفه را تاراج كرده بودند ، به ناگاه سپاه طغرل برسيد به ناچار به سوى بطيحه در حركت آمدند . دبيس كوشيد تا اعراب را كه گريخته بودند به جنگ بكشاند ، ولى آنان بازنگشتند ، و خود نيز با آنان برفت . بساسيرى و قريش بن بدران تنها ماندند . از يارانشان جماعتى كشته شدند . ابو الفتح بن ورام و منصور بن بدران و حماد بن دبيس اسير شدند . تيرى نيز بر بساسيرى آمد ، و از اسب در غلطيد . سرش را كمشتكين [ 1 ] دواتى ببريد ، و نزد عميد الملك الكندرى آورد . سر را در نيمهء ذو الحجه در برابر باب النوبى بياويختند . نور الدوله دبيس به بطيحه رفت . زعيم الملك ابو الحسن عبد الرحيم نيز با او بود .
هامش
[ ( 1 ) ] لمتنكيرز .