تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
بهرام بن لشكرستان ، از وجوه ديلم امارت آن ديار داشت ، و از حمل مال سر برتافت . ابو كاليجار ناخشنودى نمود و دست به حيله زد ، و دژ بردسير [ 1 ] را كه پناهگاهى استوار بود ، و بهرام به هنگام ضرورت بدان پناه مىبرد ، از او بستد . بهرام چند تن از سران سپاه را كه به ابو كاليجار گرايش يافته بودند ، بكشت ، و اين امر خشم ابو كاليجار را بيشتر برانگيخت ، و روانهء كرمان شد . ولى در راه بيمار شد ، و در جناب [ 2 ] بمرد . اين واقعه در سال 440 ، پس از چهار سال و سه ماه كه از پادشاهىاش گذشته بود ، اتفاق افتاد . چون ابو كاليجار بن سلطان الدوله درگذشت ، تركان لشكرگاهش را تاراج كردند . پسرش ابو منصور فولادستون [ 3 ] ، به چادر وزير ابو منصور پناه برد . تركان مىخواستند آنجا را غارت كنند ، ولى سپاهيان ديلم مانع آن گرديدند . پس به شيراز بازگشتند . ابو منصور فولاد ستون شيراز را بگرفت . وزير از او بيمناك شد ، و به يكى از دژهاى آن پناه برد ، و در آنجا موضع گرفت . چون خبر وفات ابو كاليجار به بغداد رسيد ، سپاه با پسرش الملك الرحيم ابو نصر خسرو فيروز بيعت كردند . خسرو فيروز ، از خليفه خواست كه فرمان دهد به نام او خطبه بخوانند ، و او را به الملك الرحيم ملقب دارند . خليفه همهء خواست‌هاى او را اجابت كرد ، جز لقب الرحيم ، كه گفته بودند مانع شرعى دارد . پادشاهى او در عراق و خوزستان و بصره استقرار يافت . برادرش ابو على در بصره بود . برادر ديگرش ابو منصور فولادستون ، - چنان كه گفتيم - شيراز را در تصرف آورده بود . الملك الرحيم سپاهى به سردارى برادرش ابو سعد به شيراز فرستاد و آنجا را بستد ، و برادر خود ، ابو منصور فولادستون را بگرفت . آنگاه الملك العزيز ، پسر جلال الدوله از نزد قرواش به جانب بصره لشكر راند . ابو على او را از بصره براند . آنگاه الملك الرحيم به خوزستان رفت . سپاهيانى كه در آنجا بودند ، سر به طاعت نهادند . و فتنه ميان شيعه و سنى در بغداد بالا گرفت .

رفتن الملك الرحيم به فارس

در سال 441 ، الملك الرحيم از اهواز به فارس رفت ، و در بيرون شيراز خيمه و خرگاه زد . در اين احوال ميان تركان ساكن شيراز و تركان بغدادى اختلاف افتاد . تركان بغدادى به سوى عراق حركت كردند . الملك الرحيم نيز ، بدان سبب كه به تركان شيرازى اعتمادى نداشت ، با آنان راهى عراق شد . همچنين به سبب تمايل ديلم به برادرش فولاد ستون ، از آنان نيز بيزار بود . فولادستون در اصطخر بود . الملك الرحيم به اهواز
هامش
[ ( 1 ) ] بردشير . [ ( 2 ) ] جنايا . [ ( 3 ) ] فلاستون .