تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
گريختند ، و سپاه محمود از پى ايشان مىرفت . تركان راهى اصفهان شدند . علاء الدولة بن كاكويه [ 1 ] ، صاحب اصفهان براى راندن آنان از سرزمين خويش حيله‌اى انديشيد ، ولى تركان از غدر او خبر يافتند ، و با او به جنگ پرداختند . به ناچار اصفهان را راها كرده ، عازم آذربايجان شدند . صاحب آذربايجان امير وهسودان [ 2 ] از بنى مرزبان نيز با آنان به زد و خورد پرداخت . [ 3 ] چون تركان عازم اصفهان شدند ، جماعتى از آنان كه در خوارزم باقى مانده بودند ، در آن ديار آشوب به پا كردند ، و دست به قتل و غارت زدند . امير طوس [ ارسلان جاذب ] ، به فرمان سلطان محمود به قصد گوشمالشان روان گرديد . چندى بعد محمود خود روانهء خراسان شد ، و از دهستان [ 4 ] تا جرجان آنان را تعقيب كرد . تركان از او امان خواستند ، و محمود بازگشت . چون پسر خود مسعود را امارت رى داد ، او تركان را فراخواند و در كارهاى خود به خدمت گرفت . پس از مرگ محمود ، پسرش [ 5 ] مسعود به پادشاهى نشست . بدان هنگام كه مسعود سرگرم نبرد هند بود ، تركان پيمان شكستند و عصيان آغاز نهادند . مسعود يكى از سرداران خود را ، [ به نام تاش فراش ] به سركوبى آنان فرستاد . تركان به سوى رى روان شدند . چنان به نظر مىآمد كه اينان قصد آذربايجان دارند ، تا به جماعت ديگرى كه پيش از اين به آذربايجان رفته بودند ، و عراقيه ناميده مىشدند ، بپيوندند . نام امراى اين طايفه ، كه اكنون به رى روى نهاده بودند ، كوكتاش [ 6 ] و بوقا [ 7 ] و قزل [ 8 ] و يغمر و ناصغلى [ 9 ] بود . اينان به دامغان رفتند ، و آنجا را غارت كردند . سپس روانه سمنان شدند . آنجا را نيز غارت كردند . آنگاه در اعمال رى به قتل و تاراج مشغول گرديدند . صاحب طبرستان و صاحب رى ، با سردار مسعود همدست شدند ، و با غزها به نبرد پرداختند ، ولى غزها پيروز گرديدند و رى را در قبضهء تصرف آوردند . صاحب رى به يكى از دژهاى خود گريخت . اين واقعه در سال 420 [ 10 ] بود . علاء الدوله كاكويه كوشيد تا آنان را به سوى خود كشد ، شايد به ياريشان شر پسر سبكتكين را از سر خود كوتاه سازد . غزان نخست پذيرفتند ، ولى چندى بعد پيمان شكستند ، و عصيان آشكار ساختند . اما آن گروه كه به آذربايجان رفته بودند ، رؤسايشان كوكتاش و بوقا و منصور و دانا نام داشتند . وهسودان نخست آنان را گرامى داشت ، تا شايد به يارى آنان در برابر دشمنان
هامش
[ ( 1 ) ] كالويه . [ ( 2 ) ] وهشودان . [ ( 3 ) ] ابن اثير : آنان را مورد تفقد قرار داد . [ ( 4 ) ] رستاق . [ ( 5 ) ] برادرش . [ ( 6 ) ] كوكاش . [ ( 7 ) ] مرقا . [ 8 ) كول ] [ ( 9 ) ] باصعكى . [ ( 10 ) ] 426 .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 698 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى