خويش پايدارى ورزد ، ولى به خواست و مقصود خود نرسيد ، و غزها در سال 429 به مراغه روى نهادند و آنجا را غارت كردند ، و با كردان هذبانى [ 1 ] در آويختند و بسيارى از آنان را كشتند . سپس به دو دسته تقسيم شدند : بوقا نزد ياران خود به رى بازگشت ، و كوكتاش و منصور و دانا به همدان روى نهادند . ابو كاليجار ، پسر علاء الدوله بن كاكويه در همدان بود . فناخسرو [ 2 ] ، پسر مجد الدوله نيز در محاصره همدان با آنان همدست بود .
چون علاء الدوله فرو ماند ، از همدان برفت و غزها به شهر درآمدند ، و كشتار و غارت بسيار كردند . از آنجا به كرج [ 3 ] رفتند . در آنجا نيز چنان كردند كه در همدان كرده بودند .
آنگاه قزوين را در محاصره گرفتند ، تا مردم سر به اطاعت نهادند و هفت هزار دينار بدادند .
گروهى از تركان راهى ارميه [ 4 ] شدند ، و در آنجا نيز كشتار و غارت بسيار كردند .
در سال 430 ، غزها بار ديگر به همدان بازگشتند . ابو كاليجار بگريخت . فناخسرو ، پسر مجد الدوله نيز با آنان بود . غزها بار ديگر سراسر شهر را تاراج كردند ، و مردم بسيارى را به قتل آوردند ، و بر آن نواحى ، تا اسد آباد [ 5 ] دست يافتند . ابو الفتح بن ابى الشوك ، صاحب دينور در برابرشان بايستاد . در اين نبرد تركان شكست خوردند و جماعتى از آنان اسير شد .
آنگاه به آزادى اسيران مصالحه كردند .
آنگاه غزها از ابو كاليجار خواستند كه به همدان بازگردد ، و زمام امور ايشان را به دست گيرد ، ولى در اين نيت مكرى نهفته بود . چون بيامد ، بر او تاختند و هر چه داشت به غارت بردند . ابو كاليجار به اصفهان گريخت . علاء الدوله از اصفهان بيرون آمد ، و به طايفهاى از تركان رسيد . تيغ در آنان نهاد و جمع كثيرى را به قتل آورد . از آن سوى نيز وهسودان دست به كشتار تركانى كه در آذربايجان بودند گشود . كردان نيز پاى به ميدان نهادند ، و پس از كشتار صعب ، آنان را به اطراف پراكنده ساختند .
در اين احوال ، قزل [ 6 ] امير طوايفى از غز ، كه در رى بودند ، بمرد .
در آن هنگام كه تركان از ما وراء النهر مىآمدند ، طغرلبك ، پسر ميكاييل ، پسر سلجوق و برادرانش داود و بيغو [ 7 ] و جغرى [ 8 ] و ينال [ 9 ] ، در مواطن خود مانده بودند . پس اينان نيز به خراسان آمدند . اين گروه از تركان ، از گروه نخستين نيرومندتر بوده و شوكتى بيشتر داشتند . ينال برادر طغرل به رى رفت . تركانى كه در رى بودند به سوى آذربايجان گريختند ، و از آنجا به جزيرهء ابن عمر و ديار بكر رهسپار گرديدند . سليمان بن نصر [ 10 ] الدولة بن مروان ، با يكى از سران ترك ، موسوم به منصور بن غزغلى [ 11 ] باب مكاتبت گشود ، و او را به دام
هامش
[ ( 1 ) ] هديانى .
[ ( 2 ) ] متى خسرو .
[ ( 3 ) ] كرخ .
[ ( 4 ) ] ارمينيه .
[ ( 5 ) ] استراباد .
[ ( 6 ) ] كول .
[ ( 7 ) ] سعدان .
[ ( 8 ) ] همسفرى .
[ ( 9 ) ] نيال .
[ ( 10 ) ] نصير .
[ ( 11 ) ] عزعلى .