تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧

شورش تركان بر جلال الدوله

در سال 432 ، تركان بر جلال الدوله شوريدند ، و بيرون شهر خيمه زدند و چند جاى را نيز غارت كردند . جلال الدوله نيز در جانب غربى خيمه زد و آهنگ آن كرد كه از بغداد بيرون رود ، ولى يارانش مانع آن شدند . پس از دبيس بن مزيد ، و قرواش ، صاحب موصل يارى طلبيد . آنان با سپاهى او را يارى رسانيدند . پس از چندى ميان جلال الدوله و تركان به صلاح آمد ، و او به خانه‌اش بازگشت . اين امور سبب شد كه تركان بيشتر به آشوب آزمند شوند . و تاراج و آزارشان افزون گردد و امور ، سراسر به فساد گرايد .

ابتداى دولت سلجوقى

گفتيم كه امم ترك در ربع شمال شرقى از معمورهء زمين ، ميان چين تا تركستان و خوارزم و چاچ و فرغانه و ما وراء النهر و بخارا و سمرقند و ترمد جاى داشتند . مسلمانان ، نخستين بار آنان را از بلاد ما وراء النهر راندند ، و سرزمين‌هايشان را گرفتند ، ولى تركستان و كاشغر و چاچ و فرغانه در دست آنان باقى ماند ، و هر سال جزيه‌اى مىپرداختند . پس اسلام آوردند . اينان را در تركستان ، ملك و دولتى بود ، و دورهء قدرتشان بدان هنگام بود كه سامانيان نيز در همسايگى آنان ، در ما وراء النهر حكومت مىكردند . در بيابان ميان تركستان و چين گروه‌هاى بىشمارى از تركان سكونت داشتند ، و جز خداى كس شمار آنان نداند ، زيرا اين بيابان بس گسترده بوده ، و از هر سوى آن چنان كه گفته‌اند ، يك ماه راه فاصله بود . در آنجا قبايلى مىزيستند بدوى ، كه همواره از پى يافتن آب و گياه در حركت بودند . غذايشان گاه گوشت و لبنيات و ذرت ، و مركبشان اسب بود ، كه مدار زندگى آنان محسوب مىشد . از ميان حيوانات اهلى گوسفند و گاو نيز پرورش مىدادند . تركان همواره در اين بيابان ، دور از عمران مىزيستند . تركان را سه گروه بود ، غز و ختا و تاتار . و ما پيش از اين در اين باب سخن گفته‌ايم . چون دولت ملوك تركستان ، چنان كه سرنوشت هر دولتى است ، روى به ضعف و سپس نيستى نهاد ، اينان بدان سرزمين روى نهادند ، و چنان كه شيوهء بيابان گردان است ، معيشت خود را از طريق راهزنى و تاراج كاروان‌ها به زور نيزه و شمشير به دست مىآوردند ، و كم كم در بيابان بخارا سكونت گزيدند . چون دولت سامانيان و دولت مردم تركستان منقرض گرديد ، و محمود بن سبكتكين از سرداران آل سامان و از بر كشيدگان ايشان ، بر همهء آن ممالك استيلا يافت ، در يكى از روزها به بخارا رفت . ارسلان پسر سلجوق را كه نزد او آمده بود ، بگرفت و او را به هند فرستاد و به زندان كرد . محمود از پى تركان رفت و بسيارى را بكشت . آنان به خراسان