تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
بعضى از آنان به جاهاى ديگر رفتند ، و بعضى با شرف الدوله به بغداد داخل شدند . الطائع للّه براى استقبال شرف الدوله بيرون آمد ، و او را تهنيت گفت . شرف الدوله ميان دو گروه ترك و ديلم صلح افكند ، و صمصام الدوله را به فارس ، و در آنجا او را در بند نمودند . آنگاه ابو منصور بن صالحان را وزارت داد .

آغاز دولت امير باد و بنى مروان در موصل

پيش از اين گفتيم ، كه چون عضد الدوله در سال 367 ، بر كشور بنى حمدان در موصل مستولى گرديد . آنگاه به سال 368 ، بر ميافارقين و ديگر سرزمين‌هاى ديار بكر ، و ديار مضر غلبه يافت ، و يكى از سرداران خود را به نام ابو الوفاء بر سرزمين‌هاى تسخير شده ، امارت داد ، و آثار حكومت بنى حمدان را از آن نواحى برافكند . در ثغور دريا بكر ، جماعتى از تركان حميدى بودند ، كه ابو عبد اللّه ، حسين بن دوستك [ 1 ] ، ملقب به باد ، بر آنان رياست داشت . ابو عبد اللّه غالبا در اين بلاد به زد و خورد مشغول بود ، و كاروان‌ها را به وحشت مىانداخت . ابن اثير گويد : يكى از دوستان من از كردان حميديه ، براى من حكايت كرد كه نام او باد ، و كنيه‌اش ابو شجاع بود ، و حسين برادر او بود . آغاز كارش چنان بود ، كه بر ارجيش از بلاد ارمينيه تسلط يافت . سپس نيرومند گرديد . چون عضد الدوله موصل را تصرف كرد ، امير باد به ديدارش آمد . عضد الدوله آهنگ دستگيرى او نمود ، و چون رفته بود ، به طلبش كس فرستاد . اما به دو دست نيافت ، و او را به حال خود واگذاشت . چون عضد الدوله درگذشت ، كار او بالا گرفت ، و بر ميافارقين و بسيارى از سرزمين‌هاى ديار بكر ، و سپس بر نصيبين مستولى شد . ابن اثير گويد : از ارمينيه به ديار بكر رفت ، و ميافارقين را در تصرف آورد . صمصام الدوله سپاهى به سردارى ابو سعيد بهرام بن اردشير ، به جنگ او فرستاد . امير باد آن سپاه در هم شكست و جماعتى از آنان را اسير كرد . صمصام الدوله بار ديگر سپاهى به سردارى ابو القاسم سعد [ 2 ] الحاجب فرستاد . در ناحيهء كواشى ميان دو سپاه نبرد در گرفت ، بار ديگر سپاه ديلم شكست خورد ، و جماعتى كشته و جماعتى اسير شدند . امير باد اسيران را دست بسته به قتل آورد . سعد بن الحاجب به موصل گريخت ، و امير باد از پى او براند . مردم موصل به سبب نفرتى كه از سوء سيرت ديلم داشتند ، بر او بشوريدند . به ناچار از موصل فرار كرد و امير باد شهر را در تصرف گرفت . در آنجا با خود انديشيد ، كه به بغداد لشكر برد و با صمصام الدوله مصاف دهد و بغداد را از ديلم بستاند . چون در اين
هامش
[ ( 1 ) ] دوشنك . [ ( 2 ) ] سعيد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 671 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى