از اعمال جزيره رفت . ابو تغلب خود را به دژ كواشى رسانيد و اموالى را كه در آنجا داشت برگرفت ، و به ميافارقين آمد . اين بار عضد الدوله به تن خويش در حركت آمد . بسيارى از سپاهيان ابو تغلب از او امان خواستند ، و تسليم او شدند . عضد الدوله سپاهيانى به تعقيب او فرستاد و خود به موصل بازگرديد . ابو تغلب به بلاد روم پيوست ، و ورد الرومى ، دختر او را به زنى گرفت . ورد از خاندان شاهى نبود ، چنين كرد ، تا شايد به يارى او در برابر مخالفان ياراى پايدارىاش باشد . چون ابو تغلب از بدليس بيرون آمد ، با عضد الدوله ، كه در تعقيب او بود ، رو به رو گرديد . به ناچار به اميد يارى ورد الرومى ، به سرزمين روم داخل شد . اما در اين ايام ورد الرومى خود از مخالفانش شكست خورده ، و گريخته بود . ابو تغلب از او مايوس شده ، به بلاد اسلام بازگشت . و در شهر آمد فرود آمد . در آنجا بود تا عضد الدوله همه بلادش را تصرف كرد ، و ما در اخبار دولتشان خواهيم آورد . عضد الدوله ابو الوفاء را در موصل نهاد ، و خود به بغداد بازگشت ، و چند گاهى موصل از قلمرو بنى حمدان بيرون افتاد .
وفات عضد الدوله ، و امارت پسرش صمصام الدوله
در ماه شوال سال 372 ، عضد الدوله وفات كرد . پنج سال و نيم در عراق پادشاهى كرده بود . سران و امرا گرد آمدند ، و با پسرش ابو كاليجار [ 1 ] مرزبان ، بيعت كردند و او را صمصام الدوله لقب دادند . الطائع للّه به تعزيتش آمد . صمصام الدوله ، دو برادر خود ، ابو الحسين احمد ، و ابو طاهر فيروز شاه را به كرمان و فارس فرستاد ، تا آن سرزمينها را از تطاول برادر ديگرشان ، شرف الدوله نگهدارند . اما پيش از رسيدنشان به شيراز خبر يافتند ، كه شرف الدوله ابو الفوارس شير ذيل به شيراز آمده و آنجا را در تصرف گرفته است .
آن دو به ناچار در اهواز ماندند . شرف الدوله ، نام صمصام الدوله را از خطبه بيفكند ، و خود را پادشاه خواند و تاج الدوله لقب داد . صمصام الدوله ، لشكرى به سردارى ابو الحسن ابن دبعش [ 2 ] ، حاجب پدرش ، به جنگ او فرستاد . شرف الدوله هم سپاهى به سردارى ابو الاعز [ 3 ] دبيس [ 4 ] بن عفيف الاسدى ، روان فرمود . اين دو سپاه در ناحيهء قرقوب مصاف دادند . در ماه ربيع الثانى سال 373 ، ابو الحسن بن دبعش [ 1 ] شكست خورد ، و به اسارت افتاد ، و ابو الحسين پسر عضد الدوله بر اهواز و رامهرمز مستولى گرديد ، و به طمع پادشاهى افتاد .
در سال 375 ، اسفار پسر كردويه ، از اكابر ديلم ، در بغداد قيام كرد و به نفع شرف - الدوله دعوت نمود ، و بسيارى از سپاهيان او را به سوى خود جلب كرد . اينان بر امارت ابو نصر بهاء الدوله ، پسر ديگر عضد الدوله ، به نيابت برادرش شرف الدوله متفق شدند .
صمصام الدوله نزد آنان كس فرستاد و خواست كه از اين عصيان بازآيند ، ولى آنان جز به
هامش
[ ( 1 ) ] كاليجار ، بدون ابو .
[ ( 2 ) ] دنقش .
[ ( 3 ) ] ابو لاغر .
[ ( 4 ) ] دفليس .