تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧

مرگ صيمرى و وزارت مهلبى

ابو جعفر محمد بن احمد الصيمرى ، وزير معز الدوله بود . چون به جنگ عمران بن شاهين رفت ، ابو محمد حسن بن محمد المهلبى را به جاى خود گذاشت . در اين ايام ، معز الدوله كفايت و صلاح و امانت او را بشناخت . چون صيمرى در محاصرهء عمران بن شاهين مرد ، معز الدوله او را به وزارت برگزيد . مهلبى نيز سيرت نيك خويش آشكار نمود ، و دست ستم كاران را ، به خصوص از بصره كوتاه كرد . زيرا در آنجا ، در ايام بريدى ، بر مردم ستم بسيار رفته بود . مهلبى در شهرها به گردش درآمد ، تا از مردم دفع ستم كند ، و حقوق از دست رفتهء آنان را بستاند . اين كار در مردم تاثيرى نيكو بخشيده بود . پس معز الدوله ، كينهء او را به دل گرفت ، و در سال 341 او را برانداخت و در خانه‌اش به حبس افكند ، ولى از وزارت معزولش ننمود .

محاصرهء بصره

پيش از اين گفتيم كه قرمطيان معز الدوله را به سبب حملهء او به بصره ملامت كردند ، و گفتيم كه ميان آنان چه گذشت . چون يوسف بن وجيه ، از نفرت قرمطيان از معز الدوله آگاه شد ، آنان را به تصرف بصره ترغيب نمود . قرمطيان از او مدد خواستند . او نيز مدد فرستاد ، و در سال 341 ، روانهء بصره شدند . اين خبر به مهلبى وزير رسيد . او از كار اهواز مىآمد . مهلبى عازم بصره شد . ابن وجيه پيش از او به بصره درآمد ، ولى در نبرد با مهلبى شكست خورد و بگريخت و مهلبى كشتىهايش را در تصرف آورد .

استيلاى معز الدوله بر موصل و بازگشتن او از آنجا

پيش از اين از صلح معز الدوله با ناصر الدوله ، به مبلغ دو هزار هزار درهم در هر سال سخن گفتيم . چون سال 347 رسيد ، در ماه جمادى الاولى ، معز الدوله با وزير خود مهلبى روانهء موصل شد . زيرا ناصر الدوله ارسال آن مال را به تأخير افكنده بود . چون معز الدوله به موصل درآمد ، ناصر الدوله به نصيبين رفت و همهء كاتبان و حواشى و ارباب راى و رويت ، كه در دربار او بودند ، با او همراه شدند . ناصر الدوله در قلعهء كواشى و چند قلعهء ديگر فرود آمد ، و اعراب بدوى را فرمان داد كه آذوقه از موصل بازگيرند . اين امر سبب شد كه درها بر روى سپاه معز الدوله بسته گردد . معز الدوله از موصل به نصيبين رفت و حاجب كبير ، سبكتكين را به جاى خود نهاد . در راه شنيد كه فرزندان ناصر الدوله در لشكرگاهى در سنجار گرد آمده‌اند . معز الدوله سپاهى بفرستاد . اينان برفتند و آن لشكرگاه بگرفتند ، ولى به تاراج از دشمن ، غافل شدند . به ناگاه فرزندان ناصر الدوله