ميسر نگرديد ، از اين رو به گرفتن ماليات از كالاها يا ستاندن به زور و ستم جاى خراج را گرفت .
معز الدوله از ذخيرهء اموال براى روزهاى سختى و خطر عاجز آمد .
آنگاه براى اينكه قوم خود يعنى ديلميان را گوشمال دهد و از باد بروت آنها بكاهد به استخدام غلامان ترك كوشيد و برايشان ارزاق و وظيفه تعيين كرد و بر اقطاعاتشان درافزود . اين امر سبب افروخته شدن آتش حسد در دلهاى مردان ديلم گرديد و كمكم از او برميدند . و بدان سرنوشت دچار شد كه طبيعة هر دولتى دچار مىگردد .
آمدن ابن حمدان به بغداد
چون معز الدوله بر بغداد مستولى شد و مستكفى را خلع كرد ، خبر به ناصر الدولة به حمدان رسيد . بر او گران آمد و از موصل راهى بغداد شد ، و در شعبان سال 334 به سامره رسيد . چون معز الدوله خبر يافت ، سپاهى به سردارى ينال كوشه و سردارى ديگر روانهء موصل نمود . چون به عكبرا رسيدند ينال كوشه از فرمان خارج شد و سردار ديگر را كشت ، و به ناصر الدوله پيوست . ناصر الدوله به عكبرا رسيد و ميان او و اصحاب معز الدوله نبرد در گرفت . ناصر الدوله روانهء بغداد شد و در آنجا بماند . معز الدوله نيز به تكريت حمله آورد و آنجا را تاراج كرد . زيرا تكريت از اعمال ناصر الدوله بود .
بار ديگر معز الدوله همراه با المطيع للّه به عكبرا بازگشت ، و در جانب غربى بغداد فرود آمد ، و با ناصر الدوله كه در جانب شرقى بود ، نبرد را آغاز نهاد . ناصر الدوله به اعراب بدوى كه در جانب غربى بودند پيام داد كه از رسانيدن آذوقه و خواربار و علوفه به معز الدوله باز ايستند . اين امر سبب نايابى و گرانى ارزاق شد . نيز فرمان داد تا نام مطيع را از خطبه بيفكنند ، و به سكههاى او معامله نكنند . بلكه دعوت براى المتقى را آغاز كرد ، و بارها بر معز الدوله شبيخون زد ، چنان كه او را به حدى در تنگنا افكند ، كه از بغداد بيرون آمد و روانهء اهواز شد .
يك شب معز الدوله حيلهاى انديشيد ، بدين گونه كه ابو جعفر الصيمرى را فرمود تا با بيشتر سپاهيان از آب بگذرند [ و خود با باقى سپاه چنان كه گويى قصد قطربل دارد ، با مشعلهاى بسيار از ساحل دجله در حركت آمد . ناصر الدوله براى اينكه راه بر او بربندد تا از آب نگذرد ، در سمت مقابل او به راه افتاد . اين عمل موجب شد كه صيمرى توانست سپاه را از آب بگذراند ، و از پشت سر ناصر الدوله را مورد حمله قرار دهد ] . [ 1 ] بدين سان بر سپاه ناصر الدوله شكست افتاد ، و اموال و غنايم بسيار به دست ديلميان آمد .
آنگاه معز الدوله همه را امان داد و با المطيع للّه ، در محرم سال 335 به خانهء خود
هامش
[ ( 1 ) ] ميان . دو قلاب براى پيوستن مطلب از ابن اثير نقل شد .