تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
صلح بسته شد ، به بغداد بازگشت .

آغاز كار بنى شاهين در بطيحه

عمران بن شاهين ، از مردم جامده بود . در نزد او اموال خراج گرد آمده بود . چون از حكام بيمناك بود ، به بطيحه گريخت ، و در آنجا در ميان نيزارها و بيشه‌ها به صيد ماهى و پرنده ، و گاهگاه دستبرد به كاروان‌ها مشغول بود . جماعتى از صيادان و دزدان گردش را گرفتند . چون بيم آن داشت كه روزى به سراغش آيند ، از ابو القاسم البريدى صاحب بصره امان خواست . او نيز امارت جامده و نواحى بطايح را به او داد . عمران بن شاهين به جمع آورى مرد و سلاح پرداخت ، و بر تپه‌هاى اطراف بطيحه لشكرگاهها زد ، و بر همهء آن نواحى مستولى گرديد . در سال 338 ، معز الدوله ابو جعفر الصيمرى را به سركوبى او فرستاد . عمران شكست خورد ، و بگريخت و براى اهل و عيالش امان طلبيد . در اين احوال عماد الدوله درگذشت ، و در فارس پريشانىهايى پديد آمد . معز الدوله به صيمرى فرمان داد كه به شيراز رود ، و اوضاع آشفته را به سامان آورد . چون صيمرى به شيراز رفت ، عمران بن شاهين به بطيحه بازگشت . يارانش نيز گرد آمدند ، و كارش بالا گرفت . معز الدوله ، روزبهان ، يكى از سرداران خود را به جنگ او فرستاد . روزبهان او را به محاصره افكند . روزى حمله را آغاز كردند ، ولى روزبهان شكست خورد و بگريخت . كار عمران بن شاهين چنان بالا گرفت ، كه حتى از اصحاب سلطان نيز مطالبهء مزد بدرقگى و حفاظت مىنمود ، و راه بصره جز از خشكى بسته شده بود . صيمرى نيز بمرد ، و مهلبى جانشين او شد . معز الدوله مهلبى را از بصره فرا خواند . مهلبى به واسط آمد . معز الدوله او را به چند تن از سرداران و سلاح يارى داد ، و دست او را در هزينهء جنگى بازگشود . مهلبى به بطيحه رفت و عمران را در محاصره گرفت ، و به راههاى پنهانى آنان دست يافت . روزبهان دوست داشت كه مهلبى در اين نبرد پيروز نشود . اين بود كه او را وامىداشت كه بر دشمن بتازد ، تا آنجا كه به معز الدوله شكايت كرد كه او در جنگ درنگ مىكند . معز الدوله نيز او را از اين درنگ ملامت كرد . مهلبى به ناچار حمله را آغاز كرد و خود را در آن تنگناها افكند . اما شكست خورد و بسيارى از يارانش كشته و اسير شدند ، و او خود شنا كنان خويشتن را از مرگ برهانيد . عمران بعضى از اكابر سرداران را اسير كرد . معز الدوله ناچار شد با او مصالحه كند و بطايح را در دست او گذارد ، و در برابر آزادى كسانى كه در اسارت او بودند زن و فرزندش را آزاد نمود .