در بغداد بازگرديد . ناصر الدوله بدون مشورت با تركان توزونى خواستار صلح گرديد ، آنان بر او شوريدند ، و آهنگ قتلش كردند . او شب هنگام با ابن شيرزاد بگريخت ، و به جانب غربى رفت و خود را به ميان قرمطيان افكند و آنان او را به موصل رسانيدند . سپس ميان او و معز الدوله صلح افتاد . اما بدان هنگام كه از تركان گريخته بود ، آنان متفق شده ، تكين الشيرازى را بر خود امير ساخته بودند ، و هر كس از كاتبان و اصحاب او را كه يافته بودند ، دستگير كردند ، و از پى او به نصيبين و سنجار ، سپس حديثه و سن رفتند . در آنجا به سپاه معز الدوله رسيدند ، كه به همراه وزيرش ابو جعفر الصيمرى به يارىاش مىآمد .
ناصر الدوله از معز الدوله يارى خواسته بود . ناصر الدوله و ابو جعفر الصيمرى به موصل رفتند و در آنجا فرود آمدند . صيمرى ابن شيرزاد را از ناصر الدوله بگرفت ، و نزد معز الدوله فرستاد .
اين وقايع در سال 335 اتفاق افتاد .
استيلاى معز الدوله بر بصره
در اين سال ( 335 ) ابو القاسم البريدى در بصره سر به شورش برداشت . معز الدوله با سپاه خود و جماعتى از اعيان ديلم به سوى واسط در حركت آمد . بريدى نيز با سپاه خود از آب و خشكى به مقابلهء او شتافت . سپاه بريدى شكست خورد ، و جماعتى از سرداران و سپاهيانش اسير گرديدند .
معز الدوله در سال 336 ، همراه با المطيع للّه عازم بصره شد . مىرفت تا بصره را از ابو القاسم البريدى بستاند . اينان از راه خشكى به بصره مىرفتند . قرمطيان كس فرستادند ، و معز الدوله را به سبب اين كار ملامت كردند ، ولى معز الدوله نامهاى همه وعيد و تهديد به آنان نوشت . چون به بصره نزديك شد ، سپاهيان ابو القاسم البريدى از او امان خواستند ، و او خود به ميان قرمطيان گريخت ، و آنان پناهش دادند . معز الدوله بصره را در تصرف آورد . سپس از آنجا روانهء اهواز شد ، تا به برادر خود عماد الدوله بپيوندد . او مطيع ، و ابو جعفر الصيمرى را در بصره گذاشته بود . در ارجان با برادر ديدار كرد . معز الدوله با مطيع به بغداد بازگشت ، و آهنگ موصل كرد . ناصر الدوله نداى آشتى داد و مالى فرستاد . معز الدوله نيز از او دست بداشت . ولى در سال 337 ، بار ديگر ، ناصر الدوله عصيان آشكار كرد . معز الدوله برفت و موصل را بگرفت . ناصر الدوله به نصيبين گريخت . معز الدوله دست ستم بر رعايا بگشود . آنگاه برادرش ركن الدوله از اصفهان به او نوشت ، كه سپاه خراسان آهنگ جرجان و رى كرده است ، و از او يارى خواست . معز الدوله به ناچار پيشنهاد صلح ناصر الدوله را پذيرفت ، و چنان مقرر شد كه موصل و جزيره ، و هر چه سيف الدوله از شام و دمشق و حلب گرفته است ، از آن او باشد ، و در سال دو هزار هزار درهم نيز بپردازد . چون پيمان