تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢

خلافت المطيع للّه

خلع المستكفى باللّه و بيعت با المطيع للّه

پس از استيلاى معز الدوله ، مستكفى چند ماه با عنوان خلافت مىزيست ، ولى به معز الدوله خبر رسيد كه او سرگرم توطئه است . از اين رو معز الدوله با او دل بد كرد . تا روزى براى پذيرفتن رسولى ، كه از سوى صاحب خراسان آمده بود ، به مجلس نشست . معز الدوله با سرداران ديلمى در آن مجلس حضور داشتند . در اين حال دو تن از نقباى ديلم پيش آمدند ، تا بر دست مستكفى بوسه زنند . به ناگاه دست‌هايش را گرفتند ، و از تخت خلافت فرو كشيدند ، و دوان دوان او را بردند . معز الدوله سوار شد و به خانهء خود آمد و فرمان داد او را بند بر نهند . مردم به هم برآمدند ، و دست به تاراج گشودند ، چنان كه سراى خلافت را پاك بروفتند . معز الدوله ابو احمد الشيرازى كاتب مستكفى را نيز بگرفت . اين واقعه در ماه جمادى الاخر سال 334 بود . مدت خلافت مستكفى يك سال و چهار ماه بود . پس از دستگيرى المستكفى باللّه با ابو القاسم فضل بن المقتدر بيعت شد . بدان هنگام كه مستكفى به خلافت نشست ، چون شنيد او نيز در پى دستيابى به خلافت است ، از پى او كس فرستاد ، تا از ميانش بردارد ، ولى او را نيافت . ابو القاسم مخفى شده بود . چون معز الدوله به بغداد آمد ، خود را به او رسانيد و در خانه‌اش پنهان گرديد . چون مستكفى را خلع كردند ، او را المطيع للّه لقب دادند ، و به خلافت با او بيعت كردند . مستكفى نيز حاضر شد ، و به خلع خود شهادت داد ، و بر او به خلافت سلام كرد . البته با وجود معز الدوله ، ديگر هيچ قدرتى و قلمروى براى او نمانده بود . كار وزير منحصر به بررسى املاك خليفه و در دست گرفتن مخارج سراى او بود . انتخاب وزير هم به عهدهء معز الدوله بود . او بود كه هر كس را مىخواست به وزارت برمىگزيد . ديلميان بر مذهب شيعه علوى بودند . اينان از آغاز اسلامشان بر اين مذهب گرويدند ، زيرا بر دست اطروش اسلام آورده بودند . از اين رو عباسيان را به چيزى نمىگرفتند .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 652 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى