عماد الدولة بن بويه ، فارس را در تصرف داشت و ركن الدوله برادرش ، با وشمگير بر سر تملك اصفهان و همدان و قم و كاشان و كرج و رى و قزوين ، در كشمكش بود و برادر ديگرشان معز الدوله بر اهواز و كرمان غلبه يافته بود . بريدى واسط را در دست داشت ، و ابن رائق به شام لشكر برد و آنجا را بر قلمرو خود افزود . در سال 323 ، راضى پسران خود ابو جعفر و ابو الفضل را منشور حكومت مشرق و مغرب داد .
در سال 321 ، از مصر خبر رسيد كه تكين الخاصه مرده است . او امير مصر بود . قاهر پسرش محمد را به جاى پدر نهاد ، ولى سپاهيان بر او شوريدند و محمد شورش را فرو نشاند .
در همين سال ، ميان بنى ثعلبه و بنى اسد و متحدانشان از طى از يك سو ، و بنى تغلب از سوى ديگر ، فتنه افتاد . ناصر الدولة حسن بن عبد اللّه بن حمدان ، همراه با ابو الاغر بن سعيد بن حمدان ، براى مصالحه ميان آنان اقدام كردند . در ضمن اين اقدامات ، ابو الاغر به دست مردى از بنى ثعلبه كشته شد . ناصر الدوله حمله آورد و آنان را تا حدثيه تعقيب و كشتار كرد . در آنجا ، يانس غلام مونس ، كه والى موصل بود با آنان برخورد كرد . بنى - ثعلبه و بنى اسد به او پيوستند ، و به پايمردى او به ديار ربيعه بازگشتند .
در سال 324 ، راضى اعمال مصر را به محمد بن طغج داد ، و اين ، افزون بر قلمرو او در شام بود ، و احمد بن كيغلغ را از مصر عزل نمود .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 634
مساهمون: ابن خلدون
ص٦٣٤