تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
ابو عبد اللّه البريدى به تعهد خود عمل ننمود و مالى نفرستاد . ابن رائق ، جعفر بن ورقاء را با سپاهى به فارس فرستاد . ابو عبد اللّه البريدى در نهان توطئه كرد ، به اين صورت كه نخست وظيفه‌هاى خود را بستانند ، سپس به جنگ روند . چون ابن رائق از پرداخت مال عذر آورد ، سپاهيان دشنامش دادند و به قتل تهديدش نمودند . ابو عبد اللّه البريدى در اين گير و دار آنان را واداشت كه به او پناه برند . ابن مقاتل دست به كوشش زد كه به جاى نوبختى ، خود وزارت ابن رائق را بر عهده گيرد ، و سىهزار دينار در اين راه بذل كرد ، ولى ابن رائق به سبب مراتب خدمت و صداقت نوبختى ، نپذيرفت . نوبختى در اين ايام بيمار بود . ابن مقاتل گفت : نوبختى بيمار است و خواهد مرد . ابن رائق گفت : طبيب به من گفته است كه شفا خواهد يافت . ابن مقاتل گفت : به سبب علاقه‌اى كه ميان شماست ، طبيب خواسته است تو را به حيات او اميدوار كند . از برادرزاده‌اش على بن احمد [ 1 ] بپرس . نوبختى برادر زاده خود را به هنگام بيمارى به جاى خود نيابت داده بود . ابن مقاتل او را گفت كه به امير بگويد كه نوبختى در حال مرگ است زيرا مىخواهد او را به وزارت برگزيند . چون ابن رائق حال نوبختى را از او پرسيد ، از زندگى او مأيوسش ساخت . پس ابن رائق به ابن مقاتل گفت ، براى ابو عبد اللّه البريدى نامه بنويس تا كسى را به جاى نوبختى براى عهده دار شدن امور وزارت ، بفرستد . او نيز احمد بن على الكوفى [ 2 ] را فرستاد . اين مرد با ابن مقاتل دست به دست هم دادند ، و زمام همهء كارهاى ابن رائق را به دست گرفتند ، و از او خواستند كه بصره را به ضمان ابو يوسف البريدى ، برادر ابو عبد اللّه دهد . عامل بصره ، از جانب ابن رائق ، محمد بن يزداد بود . او مردى ستمگر بود . ابو عبد اللّه البريدى و ابن مقاتل ، ابن رائق را فريب دادند ، تا به امارت ابو يوسف راى داد . آنگاه ابو عبد اللّه غلام خود اقبال را با دو هزار مرد جنگجو به بصره فرستاد . اينان در حصن مهدى نزديك بصره اقامت گزيدند . محمد بن يزداد دانست كه بريدى قصد تصرف بصره را دارد ، نه رسيدگى به حساب‌هاى او را ، و اين سپاه كه در حصن مهدى گرد آورده ، جز بدين منظور نمىباشد . ابن رائق خبر يافت كه او گروه حجريه را نيز به استخدام خود درآورده است و به آنان اجازت داده است ، تا به مساحت اراضى او پردازند ، و با سپاهيان خود چنين نهاده كه ارسال مال به بغداد را قطع كنند . ابن رائق نوشت كه حجريه را از خود دور سازد ، ولى او نپذيرفت . آنگاه احمد بن على الكوفى را فرمود تا براى بريدى نامه نويسد ، تا سپاهى را كه به حصن مهدى برده است بازگرداند . بريدى در پاسخ گفت كه اين سپاه را براى مقابله با قرمطيان برده است ، زيرا ابن يزداد از حفاظت شهر عاجز است .
هامش
[ ( 1 ) ] حمدان . [ ( 2 ) ] الكوفى .