بصره در دست ابن رائق بود ، و خوزستان در دست بريدى ، و فارس در دست عماد الدولة بن بويه ، و كرمان در دست ابو على محمد بن الياس و رى و اصفهان و جبال در دست ركن - الدولة بن بويه ، و وشمگير برادر مرداويج ، كه با يك ديگر در كشمكش بودند . موصل و ديار بكر و مضر و ربيعه در دست بنى حمدان بود و مصر و شام در دست محمد بن طغج . مغرب و افريقيه در دست ابو القاسم القائم بامر اللّه بن المهدى العلوى بود و اندلس در دست عبد الرحمان بن محمد ، ملقب به الناصر الاموى و خراسان و ما وراء النهر در دست نصر بن احمد سامانى و طبرستان و جرجان در دست ديلم و بحرين و يمامه در دست ابو طاهر القرمطى .
آنچه در اينجا به ذكرش مىپردازيم ، مربوط به خلافت است ، آن هم در محدودهء تنگ آن ، و در عين مغلوب بودنش . بنابر اين به اخبار محمد بن رائق و ابو عبد اللّه البريدى مىپردازيم . اما جز آن را - چنان كه در آغاز كتاب شرط كردهايم - هر يك جداگانه خواهيم آورد .
ابن رائق از سوى راضى به ابو الفتح فضل بن [ 1 ] جعفر بن ابى الفرات ، كه در شام و مصر مسئول امور خراج بود ، نامه نوشت و او را به بغداد فرا خواند ، تا وزارتش دهد . و مىپنداشت كه اگر او را به وزارت برگزيدند ، اموال شام و مصر را به خزانهء بغداد خواهد آورد . فضل بن جعفر به بغداد وارد شد و وزارت خليفه و ابن رائق را بر عهده گرفت .
رسيدن بجكم [ 2 ] به ابن رائق
بجكم از جملهء ياران مرداويج سردار ديلم در بلاد جبل بود و پيش از آنكه به مرداويج رسد ، در زمرهء ياران و موالى ماكان بود . او را ابو على العارض [ 3 ] وزير ماكان به او بخشيده بود . بجكم با جماعتى كه از ماكان جدا شده و به مرداويج پيوسته بودند به مرداويج پيوست .
چون مرداويج رى و اصفهان و اهواز را در تصرف آورد ، و كشورش وسيع و شوكتش افزون گرديد ، فرمود تا براى خود تختى زرين و براى نشستن سردارانش كرسىهاى سيمين ساختند ، و تاجى بر سر نهاد كه مىپنداشت تاج كسرى است ، و فرمان داد تا او را شاهنشاه بخوانند .
پس آهنگ تسخير عراق و تجديد كاخهاى ساسانى در مداين نمود .
جماعتى از تركان نيز در خدمت او بودند ، و از آن جمله بود بجكم . مرداويج با سرداران و سپاهيان ترك بدرفتارى آغاز كرد ، تا در سال 323 چنان كه خواهيم آورد - در بيرون شهر اصفهان او را كشتند . مردان ديلم و گيل [ 4 ] ، پس از او با برادرش وشمگير ، پسر زيار كه پدر قابوس است ، دست يارى دادند ، و به فرمان او درآمدند .
چون مرداويج كشته شد ، تركان دو گروه شدند . گروهى نزد عماد الدوله به فارس
هامش
[ ( 1 ) ] ابو الفضل .
[ ( 2 ) ] يحكم .
[ ( 3 ) ] القارض .
[ ( 4 ) ] جبل .