تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
پايدارى نتوانست و به رامهرمز گريخت و از آنجا به عسكر مكرم رفت . عماد الدوله از پى او به رامهرمز رفت ، و در آنجا بماند تا ميانشان مصالحه افتاد .

كشته شدن ياقوت

گفتيم كه ياقوت از برابر عماد الدولة بن بويه ، به عسكر مكرم گريخت و او بر فارس مستولى شد . در اين احوال ابو عبد اللّه البريدى همچنان در اهواز به كار خود ادامه مىداد ، و با اين همه كاتب ياقوت بود . و ياقوت را به او اعتمادى وثيق بود . ياقوت مردى ساده لوح و ضعيف السياسه بود . ابو عبد اللّه البريدى او را بفريفت و اشارت كرد كه در عسكر مكرم بماند و استراحت كند ، و پاره‌اى از سپاهيان خود را كه از بغداد به دو پيوسته‌اند ، نزد او فرستد ، تا در هزينه تخفيفى باشد ، و بيم آشوبشان نباشد . آنگاه برادر خود ابو يوسف را با پانصد هزار دينار از اموال اهواز بفرستاد . ولى ديگر هيچ نفرستاد ، و ياقوت در تنگنا افتاد ، چون كه سپاهيان مواجب و ارزاق خود را مىطلبيدند . از ياران عماد الدوله ، طاهر جيلى [ 1 ] و كاتبش ، ابو جعفر الصيمرى [ 2 ] به ياقوت پيوسته بودند . چون ياقوت را كيسه تهى شد ، طاهر از او جدا شد و به جانب غربى تستر ( شوشتر ) رفت ، تا به ماه بصره استيلا جويد . ولى عماد الدوله او را فرو گرفت و لشكرگاهش را تاراج كرد ، و صيمرى را اسير نمود . وزير عماد الدوله شفاعت كرد تا آزادش نمودند . صيمرى به كرمان رفت ، و بعد از آن به معز الدوله بن بويه پيوست و كاتب او شد ، طاهر نيز بگريخت . چون طاهر از ياقوت جدا شد ، ياقوت به بريدى نوشت كه ناتوان شده و ياران و لشكريانش از او فرمان نمىبرند . او در جواب نوشت كه آنان را پراكنده ، به اهواز فرست ، تا چون رسيدند ، كسانى را كه به كار مىآيند نگهدارد ، و باقى را براند . چون بريدى از رفتن به نزد ياقوت امتناع مىكرد ، و ياقوت در اداى ارزاق سپاهيان عاجز آمد ، خود به نزد بريدى رفت . چون بريدى را چشم بر او افتاد ، به احترام او ، از اسب فرود آمد ، و بر دستش بوسه زد ، و او را به سراى خود برد و به خدمتش در ايستاد . ولى جماعتى از سپاهيان را بر درگماشت تا بانگ و خروش كنند و نشان دهند كه خواستار قتل ياقوتند . ياقوت پرسيد اين چه آواز است ؟ گفت : مىگويند بريدى و ياقوت با هم ساخته‌اند و بايد ياقوت را كشت . پس اشارت كرد كه جان خويش برهاند . ياقوت به عسكر مكرم بازگشت . بريدى براى او نوشت ، مىترسم سپاهيان شورشى از اهواز از پى تو به عسكر مكرم آيند ، كه ميانشان بيش از هشت فرسنگ نيست . بهتر است به تستر ( شوشتر ) روى ، كه جايى استوار است و نوشت كه عامل تستر ( شوشتر ) ، پنجاه هزار دينار به او بدهد .
هامش
[ ( 1 ) ] الحمل . [ ( 2 ) ] الصهيرى .