تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
داشت - از بصره و جز آن به او ارزانى داشت - ابن رائق از راه دجله بازگشت . در راه ابن ياقوت را كه به طرف بغداد مىرفت ، بر روى آب بديد . ابن ياقوت به بغداد داخل شد ، و مقام حاجبى يافت . رياست سپاه را نيز به دو تفويض كردند . محمد بن ياقوت در امور دواوين نظر كرد ، و فرمود تا كتاب در مجلس او حاضر آيند ، و هيچ توقيعى در عزل و نصب ، يا آزاد ساختن كسى صادر نشود ، مگر به خط خود او . در واقع او همهء اختيارات وزير را قبضه نمود ، و ابن مقله ، تنها در مكان نشستن از او متمايز بود .

كشته شدن هارون بن غريب الخال

هارون بن غريب الخال ، امارت ماه كوفه و دينور و ماسبذان و ديگر سرزمين‌هايى را كه قاهر به او داده بود ، بر عهده داشت . چون قاهر از خلافت خلع شد ، و راضى به جاى او نشست ، هارون كه پسر دائى مقتدر بود و خود را از او به خلافت سزاوارتر مىديد ، در اين باب با سرداران مكاتبه كرد ، آنان نيز وعدهء يارىاش دادند . او نيز از دينور به خانقين آمد . ابن مقله و ابن ياقوت و گروههاى حجريه و ساجيه ، از اين امر به راضى شكايت بردند . راضى آنان را اجازت داد كه هارون را از دخول به بغداد باز دارند . اينان نزد او كس فرستادند و وعده دادند كه بر قلمرو او خواهد افزود ، به شرطى كه به جاى خود بازگردد . ولى هارون بن غريب بدين سخن نپرداخت ، و به جمع آورى خراج پرداخت ، و نيرومند گرديد . محمد بن ياقوت با سپاه خود به مقابلهء او رفت . بعضى از سپاهيانش نزد هارون گريختند . محمد بن ياقوت به هارون نامه نوشت و در استمالت او كوشيد . ولى هارون سر فرود نمىآورد و گفت جز داخل شدن در بغداد هيچ راه ديگرى ندارد . شش روز مانده از ماه جمادى الآخر 329 [ 1 ] ، دو سپاه بر هم زدند . نخست اصحاب ابن ياقوت منهزم گرديدند و چادرهايشان - به غارت رفت . محمد بن ياقوت بشتافت و پل را ببريد . هارون خود بيامد ، تا او را از آن كار باز دارد و به قتلش آورد ، ولى چون به آب رسيد از اسب بيفتاد . در اين حال غلام محمد بن ياقوت برسيد و سر از تنش جدا كرد . يارانش منهزم شدند ، و سردارانش به قتل آمدند ، يا اسير گشتند . محمد بن ياقوت پيروزمند به بغداد بازگرديد .

افول محمد بن ياقوت

پيش از اين آورديم كه محمد بن ياقوت امور دواوين را زير نظر خود گرفت ، و ابن مقله از هر تصرفى عاطل ماند . از اين رو ابن مقله نزد راضى به سعايت پرداخت ، و او را به دشمنىاش برانگيخت ، تا آنجا كه خليفه آهنگ آن نمود كه دستگيرش نمايد .
هامش
[ ( 1 ) ] 322 .