عماد الدوله بر ارجان مستولى شد ، ولى وشمگير ، برادر مرداويج به اصفهان داخل شد ، و آنجا را در تصرف آورد . قاهر به مرداويج نوشت كه اصفهان را به محمد بن ياقوت دهد ، و او چنان كرد .
ابو طالب زيد بن على النوبندجانى ، به عماد الدوله نامه نوشت او را به تسخير شيراز ترغيب كرد ، و چنان نمود كه در آنجا ياقوت را هيچ نيرويى نيست . ولى عماد الدوله از كثرت سپاه و اموال ياقوت بيمناك بود . از اين رو به سخن او گوش نداد . ابو طالب بار ديگر نامه نوشت كه مرداويج با محمد بن ياقوت دست دوستى داده ، و اگر اين دو متحد شوند ، كار او دشوارتر خواهد شد .
عماد الدوله در ماه ربيع الاخر سال 321 ، به سوى نوبندجان [ 1 ] در حركت آمد ، و در آنجا با مقدمهء سپاه گران ياقوت رو به رو شد . مقدمهء سپاه ياقوت منهزم شد و آنگاه ياقوت نيز خود به آنان پيوست . عماد الدوله ، برادر خود ركن الدوله حسن را به كازرون و ديگر اعمال فارس فرستاد ، تا خراج آن نواحى را گرد آورد . حسن در آنجا با سپاه ياقوت رو به رو شد . آنان را در هم شكست ، و نزد برادر بازگرديد .
عماد الدوله از همدستى مرداويج با محمد بن ياقوت بيمناك شد . پس به جانب اصطخر رفت . آنگاه ياقوت از پى او روان شد ، تا در راه كرمان به پلى رسيد در آنجا ناچار به جنگ پرداختند ، زيرا ياقوت پل را در تصرف آورده بود . چند تن از سرداران او از ياقوت امان خواسته بودند ، و ياقوت آنان را كشته بود . از اين رو سپاه يك باره و يك دل ، نبرد را آغاز كردند ، و محمد بن ياقوت را فرارى دادند . عماد الدوله از پى او تاخت آورد ، و لشكرگاهش را به غارت برد . اين واقعه در ماه جمادى الآخر سال 322 بود .
برادر عماد الدوله ، معز الدوله احمد ، در اين روز دليرىها نمود . محمد بن ياقوت به واسط رفت ، و عماد الدوله روى به شيراز نهاد ، و آنجا را در تصرف آورد . مردم را امان داد ، و بر همهء بلاد فارس مستولى شد . حال سپاهيان خواستار ارزاق خود بودند ، و او تهى دست بود . در اين احوال ، به چند صندوق از ذخاير اموال ياقوت و صفاريان دست يافت .
پانصد هزار دينار در آنها بود . با يافتن آن صندوقها خزانههايش پر شد ، و پادشاهىاش استوارى گرفت .
ياقوت در واسط استقرار يافت - كاتبش ابو عبد اللّه البريدى [ 2 ] بود - ، تا آنگاه كه مرداويج كشته شد . پس به اهواز آمد ، و به عسكر مكرم داخل شد و بار ديگر در نواحى ارجان با سپاهيان آل بويه رو به رو گرديد . اين بار نيز منهزم گشت . ابو عبد اللّه البريدى ، پيشنهاد صلح نمود . عماد الدوله بپذيرفت . ياقوت با ابو عبد اللّه البريدى در اهواز ماندند ، و پسر
هامش
[ ( 1 ) ] ارجان .
[ ( 2 ) ] اليزيدى .