تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
اكرام تمام آنان را پذيرا گرديد . در اين احوال گروهى ديگر از سرداران ماكان امان خواستند ، ولى مرداويج همه را با فرزندانشان به قتل آورد . مرداويج ، على بن بويه عماد الدوله را امارت كرج داد . او بزرگترين برادران بود ، و همه به رى روان شدند . امارت رى با وشمگير بن زيار ، برادر مرداويج بود ، و وزارت او به عهدهء حسين بن محمد ملقب به عميد بود . على بن بويه به او پيوست ، و استرى و ديگر متاعى كه همراه داشت ، به دو هديه كرد . مرداويج از اينكه به اين گروه از امان خواهندگان سپاه ماكان ، امارت بلاد داده است ، پشيمان شد و به برادرش وشمگير نوشت كه بقيه را كه هنوز در رى هستند ، دستگير كند . مىخواست از پى على بن بويه كس فرستد ، ولى از بالا گرفتن فتنه بترسيد و او را به حال خود گذاشت . چون على بن بويه به كرج رسيد ، كارش استقامت گرفت ، و چند قلعه را كه از آن خرميان بود ، فتح كرد ، و به ذخاير بسيار دست يافت ، و همه را به مردان سپاه خود بذل نمود ، و كارش رونق يافت . مهر او در دل‌هاى مردمان جاى گرفت . مرداويج در اين ايام در طبرستان بود . چون به رى بازگشت ، به سرداران خود كه در كرج بودند مالى بذل كرد . اينان به على بن بويه پيوستند . او نيز اكرامشان كرد ، و صلات و انعام‌هاى كرامند داد ، و دل‌هايشان را به خود متمايل ساخت . مرداويج از پى سرداران خود فرستاد ، زيرا از اينكه آنان را اجازت داده بود كه به كرج روند ، پشيمان شده بود . در اين احوال ، شيرزاد ، يكى از اعيان سرداران ديلم ، از على بن بويه امان خواست . با آمدن شيرزاد ، على از آنچه بود نيرومندتر شد ، چنان كه آهنگ تسخير اصفهان نمود . مظفر بن ياقوت ، با ده هزار مرد جنگى امور جنگى اصفهان را در دست داشت ، و ابو على بن رستم امور خراج را اداره مىكرد . على بن بويه كس فرستاد و كوشيد تا آنان را به سوى خود كشد ، و چنان نمود كه مطيع فرمان خليفه است ، و اينك به پيشگاه مىرود ، ولى آن دو اجابتش نكردند . ابو على كه سخت از على بن بويه كراهت داشت ، در همان روزها بمرد . مظفر بن ياقوت براى مقابله تا سه فرسنگى اصفهان بيرون آمد . در سپاه او هر چه گيل و ديلم بودند ، همه تسليم پسر بويه شدند . چون جنگ درگرفت ، مظفر بن ياقوت منهزم گرديد ، و على بن بويه بر اصفهان مستولى شد . او عماد الدوله لقب داشت . شمار سپاهيانش قريب نهصد تن بود ، و شمار سپاهيان مظفر بن ياقوت ده هزار تن . چون خبر به قاهر رسيد ، آن را امرى عظيم يافت ، و چون خبر به مرداويج رسيد ، مضطرب شد . بر آنچه در دست داشت بيمناك گرديد . آنگاه نزد پسر بويه كس فرستاد ، و انواع درشتى و نرمى به هم درآميخت تا مگر او را در دل گرم دارد ، ولى از سوى ديگر برادر خود وشمگير را ، با سپاهى گران روان نمود . عماد الدوله خبر يافت . و از اصفهان آهنگ ارجان نمود . ابو بكر بن ياقوت در آنجا بود . بىهيچ نبردى منهزم شد و به رامهرمز گريخت .