تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
ساوه و قم و كاشان و ماه بصره و ماه كوفه و ماسبذان را به دو داد ، تا در آن راه هزينه كند . نيز در اين سال مقتدر نصر بن احمد سامانى را منشور امارت رى داد . نيز ابو الهيجاء ، عبد اللّه بن حمدان را ولايت اعمال خراج و ضياع موصل داد ، و بازبدى [ 1 ] و قردى را نيز بر آن بيفزود . در اين سال - چنان كه آورديم - ابن ابى الساج كشته شد . در سال 315 ، ابراهيم المسمعى ، در نوبندجان بمرد ، و مقتدر ياقوت را به جاى او به فارس فرستاد ، و ابو طاهر محمد بن عبد الصمد را به جاى او به امارت كرمان فرستاد . در سال 316 ، احمد بن نصر القشورى ، از حاجبى دربار خلافت عزل شد و ياقوت كه در فارس بود ، اين مقام يافت . او پسر خود ابو الفتح المظفر را به جاى خود نهاد و خود به بغداد آمد . هم در اين سال ، مونس المونسى بر موصل و اعمال آن امارت يافت . در سال 317 ، در فتنهء بغداد ، نازوك كشته شد . هم در اين سال مقتدر ، ناصر الدوله ابى الهيجاء را ، علاوه بر اقطاع و ضياع پدرش عبد اللّه بن حمدان ، بر قردى و بازبدى ابقا نمود . و نحرير صغير را اعمال موصل داد . در سال 318 ، ناصر الدوله حسن بن عبد اللّه بن حمدان ، از موصل عزل شد ، و سعيد و نصر ، پسران حمدان ، امارت موصل يافتند . ناصر الدوله ، به مقاطعه‌اى معلوم به امارت ديار ربيعه و نصيبين و سنجار و خابور و رأس عين و ميافارقين ، از ديار بكر ، و ارزن منصوب شد . هم در اين سال ، پسران رائق از شرطه بر كنار شدند ، و آن را ابو بكر محمد بن ياقوت ، كه مقام حاجبى داشت ، بر عهده گرفت . در سال 319 [ 2 ] ، مقتدر اعمال فارس و كرمان را به ياقوت داد ، و امارت اصفهان را به پسرش مظفر ارزانى داشت . پسر ديگرش محمد بن ياقوت را به سجستان فرستاد ، و پسران رائق ، يعنى محمد و ابراهيم ، به امور حسبت و شرطه منصوب شدند . ياقوت چندى در شيراز درنگ كرد ، و با على بن خلف بن طياب [ 3 ] ، كه كفيل اموال ضياع و خراج در شيراز بود . دست به هم دادند ، و از حمل خراج به خزانهء مقتدر سر باز زدند ، تا سال 323 كه على بن بويه ، بلاد فارس را در تصرف آورد . هم در سال 319 ، مرداويج بر اصفهان و همدان و رى و حلوان دست يافت ، و آنجا را به مبلغى معين مقاطعه كرد ، و به ديار خود بازگرديد .

بيمناك شدن مونس از مقتدر و رفتن او به موصل

حسين بن القاسم بن عبد اللّه بن سليمان بن وهب ، وزير مقتدر بود . پيش از آنكه به وزارت برسد ، مونس با او دل بد داشت ، و به وزارت او راضى نبود ، تا آنگاه كه بليق او را
هامش
[ ( 1 ) ] باريدى . [ ( 2 ) ] 318 . [ ( 3 ) ] طيان .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 603 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى