تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
سليمان را بكشت و وصيف را براند ، و همهء آن نواحى را در برابر مبلغى معلوم به مقاطعه گرفت . اعمال سجستان در دست كثير بن احمد بن شهفور [ 1 ] بود . او آن نواحى را به غلبه گرفته بود . بدر الحمامى [ 2 ] ، عامل فارس بر سر او لشكر برد و كثير سخت بيمناك شد ، و همهء آن بلاد را به مقاطعه گرفت و پيمان مقاطعه را با او بستند . در سال 304 ، ابو زيد خالد بن محمد المادرائى ، كه در كرمان بود ، خلاف آشكار كرد و به شيراز رفت ، تا آنجا را در تصرف آورد . بدر الحمامى با او نبرد كرد و به قتلش آورد . هم در اين سال ، مونس المظفر به هنگامى كه به جنگ روميان مىرفت ، چون به موصل رسيد سبك المفلحى را بر بازبدى [ 3 ] و قردى امارت داد ، و عثمان العنزى [ 4 ] را بر بلد و سنجار . [ در سال 305 عباس بن عمرو الغنوى ] [ 5 ] كه متولى امور جنگ در مصر بود ، بمرد ، و وصيف البكتمرى به جاى او رفت ، و چون از عهدهء كار بر نيامد ، معزول گرديد . به جاى او جنى الصفوانى آن مقام يافت . در همين سال ، حسن بن الخليل عهده دار امور جنگى بصره بود . از چند سال پيش در اين شغل بود ، ولى ميان عامه از مضر ، و ربيعه فتنه‌اى برخاست و به درازا كشيد و خلق بسيارى كشته شدند . سپس مجبورش كردند كه به واسط رود . چون از بصره عزل گرديد ، ابو دلف هاشم بن محمد الخزاعى به جاى او منصوب گرديد . او نيز پس از يك سال بر كنار شد ، و سبك المفلحى به نيابت از شفيع المقتدرى ، آن مقام يافت . در سال 306 ، نزار از شرطهء بغداد معزول گرديد و نجح [ 6 ] الطولونى به جاى او قرار گرفت . و در هر محله فقيهى گماشت ، تا افراد شرطه به فتواى او عمل كنند . اين كار سبب فروكاستن هيبت شرطه شد ، و دزدان و عياران بسيار گرديدند ، و خانه‌هاى بازرگانان به تاراج رفت ، و اوباش جامه‌هاى مردم را از تن مىكندند . در سال 307 ، ابراهيم بن حمدان امارت ديار ربيعه يافت ، و بنى بن نفيس [ 7 ] امارت بلاد شهر زور . ولى مردم شهر راهش ندادند . بنى از مقتدر يارى خواست ، و شهر را در محاصره گرفت و كارى از پيش نبرد . آنگاه امور جنگى موصل و اعمال آن را به دو سپردند . در موصل پيش از او ، محمد بن اسحاق بن كنداج حكومت داشت . او براى سركشى به شهرهاى ديگر رفت ، در شهر فتنه افتاد . چون بازگرديد مردم راهش ندادند . او شهر را در محاصره گرفت . چون خبر به خليفه رسيد ، در سال 308 [ 8 ] معزولش نمود ، و به جاى او عبد اللّه
هامش
[ ( 1 ) ] مقهور . [ ( 2 ) ] ابو الحامى . [ ( 3 ) ] باريدى . [ ( 4 ) ] العبورى . [ ( 5 ) ] از متن حذف شده بود از ابن اثير افزوده شد . [ ( 6 ) ] نجيح . [ ( 7 ) ] بنى بن قيس . [ ( 8 ) ] 303 .