رفته و مسيحى شده بود نيز با آنان بودند . چون از نزديك شدن سعيد آگاه شدند بگريختند و از بيم آنكه مردم شهر قتل عامشان كنند ، شهر را رها كردند . سعيد ملطيه را بگرفت ، و كسى را از سوى خود در آنجا امارت داد و به موصل بازگشت .
حكام نواحى در ايام المقتدر بالله
عامل اصفهان عبد اللّه بن ابراهيم المسمعى بود ، كه در آغاز خلافت مقتدر كوس مخالفت مىزد و از اكراد دو هزار تن جمع كرد . مقتدر بدر الحمامى را فرمود كه به مقابلهء او رود . بدر نيز با پنج هزار سپاهى به سوى او روان گرديد و پيشاپيش كسى را فرستاد كه او را از عاقبت عصيان آگاه سازد . او سر به فرمان آورد و به بغداد شد و كسى را به جاى خود در اصفهان نهاد .
مظفر بن الحاج [ 1 ] ، عامل يمن بود . آنچه را خارجى [ 2 ] در يمن گرفته بود ، از وى بستد و حكيمى يكى از سرانشان را بگرفت .
در موصل ، ابو الهيجاء بن حمدان بود . برادرش حسين بن حمدان برفت و به اعراب ، كلب و طيئ دستبردى سخت زد و بسيارى را بكشت و اسير كرد . سپس در سال 295 بر سر اعرابى كه بر نواحى موصل غلبه يافته بودند ، حمله آورد . آنجا نيز كشتار و تاراج بسيار نمود ، و مردم بر فراز كوهها بگريختند .
در سال 294 ، وصيف بن سوارتكين ، همراه حجاج بيرون شد . اعراب طى او را محاصره كردند و ميانشان زد و خورد درگرفت . وصيف آنان را در هم شكست و فرارى داد ، و به راه خود رفت . بار ديگر حسن بن موسى جماعتى از آنان را به قتل آورد .
در سال 296 ، سبكرى [ 3 ] ، غلام عمرو بن الليث در فارس بود . در سال 297 ليث بن على بن الليث ، از سجستان به فارس آمد ، و فارس را از او بگرفت . سپس مونس خادم بيامد ، و بر ليث بن على بن الليث غلبه يافت . و بار ديگر فارس را به سبكرى داد . و ما پيش از اين در اين باب سخن گفتيم .
در سال 296 ، بارس [ 4 ] غلام اسماعيل سامانى برسيد و امارت ديار ربيعه را به دو دادند ، و ذكرش گذشت .
در سال 297 ، عيسى النوشرى عامل مصر بمرد ، و مقتدر به جاى او تكين خادم را امارت مصر داد ، و ذكرش گذشت .
در سال 298 ، قنبج [ 5 ] خادم افشين ، كه عامل فارس بود بمرد . محمد بن جعفر الفريابى نيز با او بود . هر دو مردند . آنگاه عبد اللّه بن ابراهيم المسمعى امارت فارس يافت و كرمان
هامش
[ ( 1 ) ] هاج .
[ ( 2 ) ] حاتمى .
[ ( 3 ) ] يشكرى .
[ ( 4 ) ] ناسر .
[ ( 5 ) ] يمنح .