در تصرف آورد ، و در مسجد جامع آن صليب نهاد . آنگاه به بدليس [ 1 ] رفت و در آنجا نيز چنان كرد . مردم ارزن به داد خواهى به بغداد آمدند ولى كس به دادشان نرسيد .
در اين سال ، هفتصد مرد رومى و ارمنى نهانى به شهر ملطيه داخل شدند . اينان را مليح ارمنى فرستاده بود ، كه اگر ملطيه را محاصره نمود اينان ياوران او باشند . ولى مردم شهر آنان را تا آخرين نفر كشتند .
در سال 317 ، ساكنان ثغور الجزريه ، چون ملطيه و ميافارمتين آمد و ارزن [ 2 ] ، چون در برابر روميان ناتوان شده بودند ، از مقتدر به سپاه يارى طلبيدند ، و گفتند كه اگر به يارى آنان نيايند ، به اطاعت روميان خواهند رفت . چون از بغداد خبرى نيامد ، با روم صلح كردند و روميان آن شهرها را در تصرف آوردند .
هم در اين سال مفلح الساجى به روم لشكر برد .
در سال 320 ، ثمل [ 3 ] والى طرسوس به روم لشكر كشيد . روميان را در هم شكست و سيصد تن را كشت و سه هزار تن را اسير كرد ، و از زر و سيم مبلغى گزاف حاصل نمود ، و در همان سال با سپاه ، صائفه ، كه به روم مىرفت ، بار ديگر به روم بازگشت و با سپاهى گران به عموريه داخل شد . همهء روميانى كه در آنجا گرد آمده بودند ، بگريختند . مسلمانان به شهر درآمدند ، و اطعمه و امتعه بسيار ديدند . همه را به غنيمت بردند ، و هر چه روميان ساخته بودند به آتش كشيدند . آنگاه به روم داخل شدند و كشتند و روبيدند و خراب كردند تا به انكوريه [ 4 ] ( انقره ) رسيدند ، و به سلامت بازگشتند . بهاى اسيرانى كه فروختند به صد و سى شش هزار دينار رسيد .
در اين سال ، ابن الديرانى [ 5 ] و ديگران از ارمنيان ، كه در نواحى ارمينيه بودند ، با روميان مكاتبه كردند و آنان را براى هجوم به بلاد اسلام برانگيختند . روميان نيز بيامدند و نواحى خلاط را در تصرف آوردند و كشتار كردند و اسير گرفتند . مفلح ، غلام يوسف بن ابى الساج از آذربايجان با جماعتى سپاهى و متطوعه بيامدند و در بلاد روم خون ريختند ، چنان كه گويند شمار كشتگان به صد هزار رسيد ، و بلاد ابن الديرانى و همه موافقان او را خراب كردند و كشتار نمودند و به غارت بردند . پس روميان به سميساط آمدند ، و آنجا را محاصره كردند . مردم شهر از سعيد بن حمدان مدد خواستند . او را مقتدر بر موصل و ديار ربيعه امارت داده بود او ملطيه را از روميان باز پس ستاند . چون پيك مردم سميساط رسيد ، و سعيد بن حمدان در حركت آمد ، روميان از آنجا دور شدند . سعيد رهسپار ملطيه شد .
سپاه روم و مليح ارمنى ، مرز دار رومى ، و بنى بن نفيس [ 6 ] ، مصاحب مقتدر كه نزد روميان
هامش
[ ( 1 ) ] تدنيس .
[ ( 2 ) ] اردن .
[ ( 3 ) ] نمالى .
[ ( 4 ) ] انكموريه .
[ ( 5 ) ] الريدانى .
[ ( 6 ) ] بنى بن قيس .