در سال 259 ، اصغجون [ 1 ] در اهواز هلاك شد ، و معتمد موسى بن بغا را فرمان داد كه به جنگ صاحب الزنج برود .
و هم در اين سال يعقوب بن الليث صفار خراسان را گرفت ، و محمد بن طاهر را دستگير نمود . و كنجور [ 2 ] كه امارت كوفه داشت ، بىاجازت خليفه به سامراء رفت . او را فرمان دادند كه بازگردد ، سر بر تافت . معتمد ، چند تن از سرداران را بفرستاد . او را در عكبرا يافتند ، كشتندش و سرش را نزد خليفه آوردند .
و در اين سال حسن بن زيد بر قومس دست يافت ، و آنجا را متصرف گرديد . همچنين نبردى ميان محمد بن الفضل بن سنان [ 3 ] و وهسودان [ 4 ] بن جستان [ 5 ] الديلمى درگرفت . محمد او را شكست داد . و در اين سال شركب الجمال [ 6 ] بر مرو و نواحى آن غلبه يافت .
در سال 260 ميان يعقوب بن الليث و حسن بن زيد الطالبى نبرد درگرفت . يعقوب او را منهزم نمود ، و طبرستان را بگرفت . مردم موصل ، عامل خود اذكوتكين [ 7 ] پسر اساتكين را از شهر راندند . اساتكين اسحاق بن يعقوب را با بيست هزار سپاهى همراه با حمدان بن حمدون التغلبى به موصل فرستاد . باز هم مردم موصل نپذيرفتند ، و يحيى بن سليمان را بر خود امير ساختند .
هم در اين سال اعراب منجور [ 8 ] عامل حمص را كشتند ، و بكتمر [ 9 ] به جاى او امارت يافت . و هم در اين سال ابو الردينى عمر بن على بر آذربايجان امارت يافت ، زيرا عامل آذربايجان ، علاء بن احمد الازدى فالج شده بود . چون ابو الردينى به آذربايجان آمد ، علاء بن احمد با او به معارضه برخاست ، و ميانشان نبردى درگرفت . در اين نبرد علاء منهزم و كشته شد ، و ابو الردينى بر دو هزار هزار و هفتصد هزار درهم ، كه از او باقى مانده بود ، دست يافت .
و در اين سال على بن زيد ، صاحب كوفه نزد صاحب الزنج رفت ، و او فرمان داد تا كشتندش .
در سال 261 ، معتمد ، موسى بن بغا را بر اهواز و بصره و بحرين و يمامه ، علاوه بر آنچه در دست او بود ، امارت داد . او نيز عبد الرحمان بن مفلح را از سوى خود بدان نواحى فرستاد ، و به جنگ با محمد بن و اصل نامزد كرد . محمد بن و اصل او را منهزم ساخت و چنان كه آورديم ، اسير نمود . چون موسى بن بغا آن نواحى را پر آشوب ديد ، از امارت آن استعفاء خواست ، و ابو الساج حكومت اهواز يافت . صاحب الزنج اهواز را از او بستد ، و او را از مقر فرمانرواييش براند . از آن پس ابراهيم بن سيما ، امارت اهواز يافت . همچنين
هامش
[ ( 1 ) ] اصطيخور .
[ ( 2 ) ] منكجور .
[ ( 3 ) ] نيسان .
[ ( 4 ) ] دهشودان .
[ ( 5 ) ] حسان .
[ ( 6 ) ] الحمال .
[ ( 7 ) ] اتكوتكين .
[ ( 8 ) ] منكجور .
[ ( 9 ) ] بكتر .