تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
اسير كردند . ارجوز [ 1 ] ، والى ثغور بود . از آنجا عزل شد ، و در زمرهء مرابطان درآمد . پادشاه روم ، عبد اللّه بن رشيد بن كاوس را با كسانى كه با او به اسارت افتاده بودند ، نزد احمد بن طولون فرستاد و چند قرآن نيز به او هديه كرد . در سال 266 ، در نزديكى صقليه كشتىهاى جنگى مسلمانان و روميان به يك ديگر رسيدند . روميان پيروز شدند ، و بقاياى سپاه مسلمانان به صقليه داخل شدند . هم در اين سال ، روميان به ديار ربيعه آمدند . مردم شهر از ديگران يارى طلبيدند . ولى روميان به سبب شدت سرما نتوانستند از دروازه بگذرند و بازگشتند . عامل ابن طولون با سيصد تن از مردم طرسوس به غزاى روميان به ثغر شام رفتند . روميان با چهار هزار تن از بلاد هرقله به نبردشان بيرون آمدند ، ولى مسلمانان شمار بسيارى از دشمنان را كشتند و غنايمى به دست آوردند . در سال 268 ، پادشاه روم با سپاه بيرون آمد و با فرغانى عامل ابن طولون بر ثغور شام رو به رو شد و كشتارى كرد و بازگشت . در سال 270 ، روميان با صد هزار سپاهى بيرون آمدند ، و در قلميه ، شش ميلى طرسوس لشكرگاه زدند ، و بازمار [ 2 ] با آنان رو به رو گرديد ، و از ايشان هفتاد هزار تن بكشت كه در ميان آنان جماعتى از سرداران بودند . سردار بزرگ نيز كشته شد . مسلمانان هفت صليب زر و سيم به غنيمت گرفتند ، كه بزرگترينشان مرصع به جواهر بود ، و نيز پانزده هزار چهارپا و زين و شمشير كه به همين اندازه بود . و چهار تخت از طلا و دويست تخت از نقره و ده هزار علم [ 3 ] از ديبا و ظروف زر و سيم بسيار . در سال 273 ، بازمار با سپاه صائفه به سرزمين روم وارد شد و جمعى را بكشت و غنايم و اسيران بسيار آورد ، و به طرسوس بازگشت . در سال 278 ، احمد العجيفى [ 4 ] داخل طرسوس شد ، و بازمار به جنگ روميان رفت ، و در سلندو [ 5 ] فرود آمد . بازمار را سنگى از منجنيق بيامد ، و چون بازگشت در راه بمرد . او را در طرسوس به خاك سپردند .

حكام نواحى و ولايات

سر تا سر دولت عباسى ، چه مركز و چه بلاد اطراف ، همه دستخوش فتنه و آشوب گرديد . آل سامان بر ما وراء النهر غلبه يافتند ، و يعقوب بن الليث بر سجستان و كرمان مستولى شد ، و فارس را از دست عمال خليفه بستد و خراسان سراسر ، در تصرف آل طاهر
هامش
[ ( 1 ) ] اوخرد . [ ( 2 ) ] بازيار پيش از اين همه جا بازمان بود . [ ( 3 ) ] بيست علم . [ ( 4 ) ] الجعفى . [ ( 5 ) ] اسكندا .