و او بر اعمال موصل استيلا يافت .
و هم در اين سال ياران صفار بر محمد بن و اصل ظفر يافتند ، و اسيرش كردند . ابن اوس منهزم گرديد و از راه خراسان به موصل آمد .
نيز عبيد الله بن يحيى بن خاقان ، وزير معتمد بمرد ، و او حسن بن مخلد را به وزارت برگزيد . موسى بن بغا در اين ايام سرگرم نبرد با اعراب بود ، چون بيامد حسن [ 1 ] بترسيد و پنهان شد . معتمد نيز به جاى او سليمان بن وهب را وزارت داد .
و در اين سال ، برادر شركب الجمال [ 2 ] بر نيشابور غلبه يافت ، و حسين بن طاهر از آنجا بيرون آمد و به مرو رفت . در آنجا پسر خوارزم شاه براى محمد بن طاهر دعوت مىكرد .
[ در سال 264 ] ، ياران صاحب الزنج به شهر واسط حمله كردند ، و محمد بن مولد در برابر آنان بايستاد ، ولى منهزم شد و سياهان به واسط داخل شدند ، در آنجا كشتار و تاراج كردند .
هم در اين سال ، معتمد وزير خود سليمان بن وهب را بگرفت و به حبس افكند ، و حسن بن مخلد را به جاى او وزارت داد . موفق با عبيد الله بن سليمان نزد او آمدند و شفاعت كردند ، ولى معتمد خشمگين شده ، به جانب غربى بغداد رفت ، و ميان او و موفق رسولان به آمد و شد درآمدند . مسرور البلخى و كيغلغ [ 3 ] و احمد بن موسى بن بغا همراه موفق بودند . معتمد سليمان بن وهب را از زندان آزاد كرد ، و به جوسق بازگشت ، و احمد بن [ 3 ] صالح بن شيرزاد و سردارانى كه در سامراء با معتمد بودند ، از بيم موفق بگريختند و به موصل رفتند . هم در اين سال اماجور ، عامل دمشق بمرد ، و ابن طولون شام و طرسوس را بگرفت و سيما الطومل عامل آنجا را بكشت .
در سال 265 ، مسرور البلخى امارت اهواز يافت ، سپاه سياهان منهزم شد . و يعقوب صفار بمرد و برادرش عمرو جاى او را بگرفت . عمرو را موفق به جاى برادرش بر خراسان و اصفهان و سجستان و سند و كرمان امارت داد ، و نيز رياست شرطهء بغداد را به او داد .
هم در اين سال ، قاسم بن مماه [ 4 ] بر دلف بن عبد العزيز بن ابى دلف ، در اصفهان عصيان كرد و او را به قتل آورد . پس جماعتى از اصحاب دلف ، قاسم را كشتند و احمد بن عبد العزيز برادر دلف را بر اصفهان امارت دادند .
هم در اين سال ، محمد بن المولد به يعقوب صفار پيوست ، و در بغداد اموال و عقارش را گرفتند . و نيز موفق ، سليمان بن وهب و پسرش عبيد اللّه [ 5 ] را حبس كرد و نهصد هزار دينار اموالشان را مصادره كرد . نيز موسى بن اوتامش و اسحاق بن كنداج [ 6 ] ، و فضل بن موسى
هامش
[ ( 1 ) ] حسين .
[ ( 2 ) ] الحمال .
[ ( 3 ) ] محمد .
[ ( 4 ) ] مهان .
[ ( 5 ) ] عبد لله .
[ ( 6 ) ] كنداجيق .