تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
محمد بن موسى را از زندان آزاد نمودند . آنگاه از طرسوس به بيت المقدس رفتند و ابن عجيف را بر سرير فرمانروايى خود نشاندند .

فتنهء مردم موصل با خوارج

پيش از اين گفتيم هارون بن سليمان ، رئيس شراة خوارج بود . در موصل بنى شيبان با آنان جنگيدند و بر موصل مستولى شدند . چون سال 279 فرا رسيد ، بنى شيبان به آهنگ نينوى [ 1 ] ، و ديگر بلاد موصل بيامدند . هارون بن سليمان الشارى [ 2 ] ، خوارج را گرد آورد . حمدان بن حمدون التغلبى [ 3 ] و مردم موصل با او يار شدند و در برابر اعراب بنى شيبان به دفاع پرداختند . هارون بن سيما ، از موالى احمد بن عيسى بن الشيخ الشيبانى ، همدست بنى شيبان بود . او را محمد بن اسحاق بن كنداج به امارت موصل فرستاد ، بدان هنگام كه پدرش اسحاق مرده بود . او نيز به اعمال خود در موصل و ديار ربيعه آمده بود . چون مردم موصل از او خشنود نبودند ، بيرونش كردند . او نزد بنى شيبان رفت و از آنان يارى طلبيد . چون دو گروه رو به رو شدند ، نخست بنى شيبان منهزم شدند و اصحاب حمدان و خوارج دست به تاراج گشودند در اين حال بنى شيبان بازگشتند و آنان را در هم كوفتند . هارون بن سيما به محمد بن اسحاق بن كنداج [ 4 ] نوشت ، و از او يارى طلبيد ، زيرا زمام شهر از دست او بيرون شده بود . محمد خود با سپاهى گران به موصل روان گرديد . مردم موصل از او بترسيدند . بعضى به بغداد رفتند و خواستند تا برايشان والى بفرستند ، تا آنان را از شر محمد بن اسحاق بن كنداج آسوده سازد . در راه كه مىرفتند ، با محمد بن يحيى المجروح برخورد كردند . او موكل حفظ راهها بود و در اين ايام معتضد او را امارت موصل داده بود . محمد بن يحيى را به تعجيل در رسيدن به موصل ترغيب كردند ، چنان كه پيش از محمد بن اسحاق بن كنداج به موصل رسيد . ابن كنداج كه از درنگ خود پشيمان شده بود ، براى خمارويه هدايائى فرستاد ، شايد خليفه را وادارد ، امارت موصل را به او دهد ، ولى خليفه نپذيرفت . معتضد چندى بعد محمد بن يحيى المجروح را عزل كرد و على بن داود الكردى را به جاى او گماشت .

جنگ با روميان ( صوائف ) در ايام المعتمد على الله

در سال 257 ، خبر رسيد كه پادشاه روم در قسطنطنيه ، ميخائيل پسر تئوفيلوس [ 5 ] ، يكى از افراد خاندان شاهى مرسوم به باسيليوس [ 6 ] و معروف به صقلى را مورد حمله قرار داده و در
هامش
[ ( 1 ) ] سوى . [ ( 2 ) ] الشادبى . [ ( 3 ) ] الثعلبى . [ ( 4 ) ] كنداجق . [ ( 5 ) ] روفيل . [ ( 6 ) ] مسك .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 523 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى